![]() |
![]() |
|
| Ana Yurdum Iran |
|
آذربايجان يا اران ؟ افشاي سياست هاي دولت روس و حزب كمونيست در تجزيه ي ايران ( بخش دوم ) شايان ذكر است نگارنده مي كوشد تا سر حد امكان از ورود در مسايل سياسي بپرهيزد و داوري را به عهده خوانندگان بگذارد. البته اين مهم تا آنجا ميسر است كه موجب تحريف و اشكال در مسايل تاريخي نشود. نمي توان و نبايد واقعيت را فداي سليقه كرد. از اين رو به ناچار اشاره اي بسيار مختصر به مسئله آذربايجان را ضرور مي شمارد. چنان كه خوانندگان آگاهي دارند ، در تاريخ 12 شهريور سال 1344 حزبي به نام « فرقه دموكرا ت آذربايجان » تأسيس شد كه سران آن در آغاز خواستار اجراي قانون اساسي و تشكيل « انجمن هاي ايالتي و ولايتي » شدند. مسئولان حزب مذكور نخست از استقلال و تماميت ارضي ايران سخن مي گفتند و كساني كه آنان را به تجزيه طلبي مهم مي كردند دشمن و مغرض مي خواندند.!! نگارنده قصد ندارد به آنچه مورد بحث و ترديد است اشاره كند بلكه به ذكر چند نمونه از اسناد تاريخي و بع ديگر سخن نمونه هايي از مطالب مندرج در مطبوعات ارگان « فرقه دموكرات آذربايجان » مي پردازد و داوري را به عهده خوانندگان مي گذارد. پس از 21 آذرماه سال 1325 گروهي از مسئولان و افراد « فرقه دموكرات آذربايجان » و حكومت دموكرا هاي آذربايجان به اتحاد شوروي مهاجرت كردند كه نگارنده ( دكتر عنايت اله رضا ) نيز از زمره آنان بود. مسايلي كه در روزگار حاكميت اين فرقه صورت مخفي داشت ، پس از مهارجا به اتحاد جماهير شوروي صورتي علني يافت و جايي براي ترديد و گمان باقي نگذارد. گرچه مسئولان دولت شوروي كوشش وافر داشتند بر اين كه نيت و قصد الحاق آذربايجان به اتحاد جماهير شوروي تا آنجا كه ميسر باشد فاش و بر ملا نشود و بهانه اي به دست دولت ايران و مخالفان و رقيبان دولت اتحاد شوروي ندهد ، ولي با اين همه گاه مطالبي منتشر مي شد كه نشان مي داد هدف و برنامه ي كار بر چه منوال است. در تاريخ بيست و يكم آذر سال 1329 سران « فرقه ي دموكرات آذربايجان » تلگرامي به مير جعفر باقراف دبير اول كميته ي مركزي حزب كمونيست « جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان » مخابره كردند كه متن آن در روزنامه ارگان كميته مركزي اين فرقه به چاپ رسيد. در متن تلگرام مذكور چنين آمده است : « پدر عزيز و مهربان مير جعفرباقراف : خلق آذربايجان جنوبي كه جز لاينفك آذربايجان شمالي است ، مانند همه ي خلق هاي جهان ، چشم اميد خود را به خلق بزرگ و دولت ( شوروي ) دوخته است .»
عين متن به منتشره در روزنامه « آذربايجان » ، چاپ باكو ، شماره 213 ، 23 آذر 1329 : « عزيز و مهربان آتاميز مير جعفر باقراف شماليدان آيريلماز بيرحصه اولان جنوبي آذربايجان خلقي ، دنيانين بوتون خلق لري كيمي اميد گوزوني بويوك سووت خلقينه و سووت دولتينه تيكميشدير. » از مندرجات تلگرام به سهولت مي توان به راز اين نام گذاري پي برد و هدف و مقصود نام گذاران و دست پروردگانشان را در تجزيه ي آذربايجان ازايران و الحاق آن به اتحاد شوروي دريافت. اين در حالي است كه بيش از يك سال پيش از آن در جلسه عمومي فعالان فرقه دموكرات آذربايجان به مناسبت پنجمين سالگرد تاسيس فرقه مذكور قطعنامه اي به تصويب رسيد كه در آن چنين آمده است : « از كميته ي مركزي فرقه خواستاريم كه در مقابل توجه و كمك هايي كه برادران همخون ما به ويژه رهبر حزب كمونيست آذربايجان رفيق مير جعفر باقراف پس از مهارجت به ميهن خود ، آذربايجان شمالي ، نسبت به ما مبذول داشته اند سپاسگزاري كند . » عين متن منتشره در روزنامه « آذربايجان » ، چاپ باكو ، شماره 186 ، 19شهريور 1328 : « ئوزيوردو شمالي آذربايجانا مهاجرت ايتديكدن صونرا قان قارداشلارميز ، خصوصي ايله آذربايجان كمونيست فرقه سينين رهبري مير جعفر باقراف يولداشين گوسترديگي قايغوسندان تشكر ايتمگي تشكر ايتمگي فرقه نين مركزي كميته سيدان خواهش ايديريك .» چنانكه از قطعنامه پيداست ، بخش اران وشيروان قفقاز كه ( گستاخانه ) آذربايجان ش م ا ل ي ناميده شده ، به ميهن ( !! ) مردم آذربايجان ايران بدل گشته است. آيا دليلي روشنتر از اين براي معلوم داشتن مجهول آذربايجان مي توان يافت ؟ آيا اين سند خود پرده از رازهاي نهان بر نمي گيرد ؟ شاين ياد آوري است دقيقآً نزديك به يك سال پيش از آن در تلگرام ديگري از سوي كميته مركزي فرقه دموكرات آذربايجان به مير جعفر باقراف دبير اول كميته مركزي حزب كمونيست جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان مخابره شد ، چنين آمده است : «رهبر عزيز و مهربان رفيق مير جعفر باقراف : از تاسيس فرقه دموكرات آذربايجان كه رهبري پيكار مقدس خلق آذربايجان در راه آزادي ملي و نجات قسمت جنوبي سرزمين زاد و بومي وطن عزيز ما آذربايجان را كه سال هاست در زير پنجه سياه شووينيست هاي فارس دست و پا مي زنند ، بر عهده دارد ، سه سال تمام مي گذرد . سومين سال تاسيس اين فرقه مبارز را به كليه ي علاقه مندان خلق آذربايجان و به شما كه رهبر عزيز و پدر مهربان ما هستيد شادباش مي گوييم . عده اي از اعضاي فرقه ، حكومت ملي و سازمان فدايي ها ... به قسمت شمالي و آزاد وطن خود مهاجرت كرده اند .» عين متن منتشره در روزنامه « آذربايجان » ، چاپ باكو ، شماره 81 ، 17شهريور 1327 : « عزيز رهبر و مهربان آتاميز مير جعفر باقراف يولداش بوگون اوچ ايل تمام دوركي دوغمايور دوميز و عزيز وطنيميز اولان آذربايجانين جنوب قسمتينده ايل لردن بري فارس شووينيست لرنين قارا پنجه سي آلتيندا اينكه ين خلقيميزين ملي آزادليق اوغروندا آپارديغي مقدس مبارزه سينه رهبر ليك ايتمك ايچون آذربايجان دموكرات فرقه سي تشكيل الولونموشدور. بو مبارزه فرقنين تشكيلينين اوچونجي ايل دونومي مناسبتيله بوتون علاقمند لري ، آذربايجان خلقيني و عزيز رهبر و مهربان آتاميز اولان سيزي نبريك ايديريك. نتيجه اعتباري ايله فرقه ، ملي حكومت و فدايي تشكيلاتيندان بيرعده ... وطنيميزين آزاد شمال قسمتينه مهاجرت ايتديلر. »
( شايان ذكر است مير جعفر باقراف پس از مرگ استالين به جرم همكاري و همدستي با بريا ، رئيس پليس مخفي شوروي كا.گ.ب محاكمه و اعدام شد. )
همانگونه كه پيش تر ازنظر خوانندگان گذشت ، نگارنده كوشيده است تا آنجاكه ميسر باشد از ورود به مسايل سياسي دوري گزيند و داوري را به عهده خواننده واگذارد. تا داوري خوانندگان چه باشد ؟ نوشته دكتر عنايت اله رضا ( رضا ، عنايت اله . آذربايجان واران ( آلبانياي قفقاز ) . انتشارات ايران زمين . چاپ اول 1360 . ) البته آنچه در بالا گذشت ، شايد در نظر چشمان تيز بين ميهن پرستان ايراني و جامعه روشن انديش و آگاه به امور پيراموني ، اينك كاملاً آشكارا و بديهي می باشد . اما از آنجا كه پانتركيسم مي كوشد در ميان نسل جوان آذربايجان جهل و ناداني پراكند و جوانان را از آنچه در گذشته روي داده نا آگاه دارد شايسته ديدم اين مطالب كه به نظر هر جوان آذري مي بايست منصفانه و خردمندانه آن را مطالعه نمايد ، بار ديگر به مرور تاريخ معاصر پرداختم. علي رضا قره باغي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 11:18 توسط علیرضا قره باغی |
|
|
آذربايجان يا اران ؟ افشاي سياست هاي تغيير نام اران توسط دول روس و عثماني ( بخش نخست ) در سال 1911 ميلادي ، در شهر باكو حزبي به نام « حزب اسلامي و دموكرات مساوات » تأسيس شد كه دو جنبه سياسي و مذهبي را در خود جمع داشت. بنيادگزاران حزب نام برده ، رسول زاده ، شريف زاده ، كاظم زاده و چند تن ديگر بودند كه از سوي تركان عثماني حمايت مي شدند. بنا به نوشته دايرة المعارف بزرگ شوروي « برنامه حزب مذكور اتحاد كشورهاي اسلامي تحت رهبري تركيه بود ». در سال 1917كنگره مشترك « حزب اسلامي و دموكرات مساوات » و « حزب فدراليست هاي ترك » برگزار شد. در اين كنگره دو حزب نامبرده متحد شدند و نام تازه اي را برگزيدند و خود را « حزب دموكرات فدراليست هاي مساوات ترك » ناميدند. از اين پس حزب مذكور ادعاي خود مختاري و استقلال را عنوان كرد. ارگان مطبوعاتي حزب مذكور روزنامه « استقلال » بود. پس از انقلاب اكتبر سال 1917 و كناره گيري روسيه از شركت در نخستين جنگ جهاني ، تركان نفوذ خود را در قفقاز گسترش دادند. سران حزب مساوات ابتدا با بلشويكهاي قفقاز نزديك شدند ولي سرانجام ميانشان اختلاف افتاد و مساواتيان در تاريخ بيست و هفتم ماه مه سل 1918 در شهر تفليس دولت خود را تشكيل دادند و به نام جعلي «جمهوري آذربايجان »اعلام استقلال كردند و در ماه ژوئن همان سال گنجه را پايتختي برگزيدند و مفر خود را در آنجا مستقر كردند. پانزدهم سپتامبر سال 1918 سپاهيان ترك به فرماندهي نوري پاشا شهرباكو را متصرف شدند . پس از اين واقعه دولت مساواتيان كه از پشتيباني تركيه برخوردار بود ، به شهر باكو انتقال يافت. دردايرة المعارف كوچك شوروي كه به سال 1954 در شهر مسكو به چاپ رسيده چنين نوشته شده است : « مساواتيان از تركيه پيروي مي كردند و دولتي پان تركيست بودند. » به احتمال فراوان گذاردن نام آذربايجان بر اران وشيروان در قفقاز بنا بر سياست تركان عثماني بوده است. زيرا:
دولت مساوات حدود دو سال زير عنوان جعلي « دولت جمهوري آذربايجان » بر اران و شيروان حگومت كرد و اين وضع تا 28 آوريل سال 1920 ادامه يافت. در اين تاريخ واحدهاي ارتش سرخ ، شهر باكو را به تصرف درآوردند و دولت مساواتيان را ساقط و بسياري از سران حزب و دولت مذكور را دستگير و اعدام كردند. از همين تاريخ در باكو و پيرامون آن ، حكومت شوروي اعلام شد. ولي دولت جديد نيز عنوان جعلي « جمهوري آذربايجان » را كه پانترك ها بر سرزمين اران و سيروان نهاده بودند ، همچنان باقي نگاه داشتند.!! بدين روال نام «آذربايجان » نخست از سوي مساواتيان بر بخشي از قفقاز گذارده شد و پس آنگاه از جانب اتحاد شوروي تآييد و تثبيت گرديد. در اين كه سرزمين آذري زبانان قفقاز هيچگاه نام آذربايجان نداشته است ، اندك شبهه و ترديدي وجود ندارد. در گذشته مؤلفان و مورخان از بيان اين حقيقت ابا نداشتند اما بعد ها به علل سياسي اين نكته از چشم جهانيان پنهان نگاه داشته شد. چندان كه كمتر كسي از نسل جوان و نيز نسل گذشته بر اين امر آگاهي دارد. ولي مورخان و مولفان شوروي كه پيش از اوج گرفتن برخي نظريه هاي سياسي توسعه طلبانه در مسايل سياسي ، اظهار نظر كرده اند ، بر اين حقيقت واقف بوده و بدان معترف بوده اند.
استاد بارتولد در جاي ديگري پرده از راز ها برداشت و با اشاره اي استادانه حقيقت را مكشوف داشت و در پيرامون علت گذاردن نام آذربايجان بر اران چنين گفت :
آيا يك دانشمند شوروي در شرايط و اوضاع و احوالي كه بر آن كشور حكمفرما بوده است از اين آشكارتر و صريح تر مي توانست و يا مي تواند سخن بگويد ؟ پرده از راز ها بردارد و هدف و مقصود دواتمردان كشور خويش را در گذاردن و باقي نگهداشتن نان آذربايجان براران بيان كند ؟ بارتولد دانشمند ، با استادي و مهارتي كه شايسته دانشمندان است نظر خود را در اين زمينه اعلام داشت و چنين توصيه كرد :
واكنش مردم آذربايجان به تغيير نام اران : مردم آذربايجان كه در گذشته به خاطر دفاع از مرز و بوم خويش با سپاهيان دولت عثماني پيكارها كرده بودند واز زن و مرد و كودك ، از تبريز تا روستاهاي دوردست ، عليه اشغالگران بيگانه به پاخاستند ، با گذاردن نام آذربايجان بر سرزميني ديگري جز مرزو بوم خويش ، روي موافق نشان ندادند. در آن روزگار ، شادوران شيخ محمد خياباني و يارانش به نشانه اعتراض ب اين نامگذاري موزيانه ، پيشنهاد كردند نام آذربايجان در ايران تغيير يابد. در كتاب ارزشمند « تاريخ هجده ساله آذربايجان » نوشته شادروان احمد كسروي تبريزي ، در پيرامون تغيير نام آذربايجان مطالب حقايقي جالب توجه بيان شده است كه متاسفانه در اين مقال نمي گنجد. همچنين ايشان در كتاب « شهرياران گمنام » اشاره اي زيبا به اين نكته دارد كه شايان توجه است :
البته شادروان كسروي در آن روزگار پي به توطئه ي نهفته در اين اقدام موذيانه نبرده بود ولي بعد ها به هنگام نگارش « تاريخ مشروطه ايران » و « تاريخ هجده ساله آذربايجان » به ماهينت اين حيله پي برد و به نگارش مطالبي در اين زمينه پرداخت.
نوشته دكتر عنايت اله رضا ( رضا ، عنايت اله . آذربايجان واران ( آلبانياي قفقاز ) . انتشارات ايران زمين . چاپ اول 1360 . ) با دخل و تصرف و تخليص توسط عليرضا قره باغي |
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 18:29 توسط علیرضا قره باغی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ | |
این جا گاهنامه ایست برای همه. برای همه ایرانیانی که نبضشان به عشق مادر مهربان و عزیزشان ، ایران ، می زند. از هر جناح و گروه و دسته ای. اینجا ، محفلی است برای نبرد با دشمن مشترک ، پانترکسیم و تجزیه طلبی.
در نوشتارها سعی بر آن است که نوشته ها کوتاه و مفید باشد تا مخاطبان وقت چندانی از مطالعه مطالب از دست ندهند و مطالب را تا آخر مطالعه نمایند. همچنین به بازتاب مطالب مرتبط با اهداف تارنگار از سایر تارنگار ها و پایگاه های اینترنتی پرداخته می شود. آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
|
RSS
|