تبليغاتX
آنا یوردوم ایران
Ana Yurdum Iran

درود بر همه دوستان

 

از این پس مطالب در تارنگار جدید به همین آدرس در میهن بلاگ دنبال

 می شود

همچنین نوشتارهای پربیننده در این تارنگار به مرور به آدرس جدید

 نیز منتقل می گردد

http://anayurdum-iran.mihanblog.com/

پاینده باد ایران

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 5:43  توسط علیرضا قره باغی | 

تبریز شهر اولین ها یا شهر آزمایش ها ؟

سردرگمی پانترکیسم در افتخار سازی یا کینه افکنی

بی شک در راستای حس تعلق خاطر و عشق به شهر و دیار و زادگاه ، ساکنان همه شهر های ایران و بلکه جهان به دنبال پایه هایی در جهت مستحکم کردن احساس هویت مکانی و حس هویتمندی هستند. از این رو شاخصه های هر شهر از هر نظر ، علامتی نمایان برای تشخیص و شناسایی آن دیار از سایرین و بالیدن مردمان آن دیار به خود از جهت نقش و سهم مؤثر خود در تشکیل و نقش بندی هویت شهری در مقیاس خرد و هویت ملی  در نگاه کلان ، هستند. با نگاهی اجمالی به هر شهر در ایران این امر به خوبی قابل درک است. تبریز نیز به صورت خاص ، از این امر مستثنی نیست. آنگاه که نامی از مکتب معماری آذری ، ارگ تبریز و یا انقلاب مشروطه و یا استاد شهریار و ... به زبان می آید و یا تصویری از بناهای یاد شده در پیش چشمان بیننده قرار می گیرد و یا نوای موسیقی آذری به گوش می رسد ، چیزی جز نقش و اهمیت تبریز در نگاه خرد و آذربایجان در نگاه کلان در شکل گیری یکی از پایه های فرهنگی ایرانیان در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد که همواره مایه افتخار هر تبریزی از این بابت است.

اما پانترکیسم که می کوشد این مبانی فرهنگی را ابزار مطامع و فریب کاری های خود قرار دهد تلاش می کند تا نقشی فراتر از واقع برای مردم تبریز و آذربایجان بیافریند و با نیرنگ های خود که همواره مبتنی بر تحریک احساسات نسل جوان آذربایجان پایه گذاری شده است ، هویتی مستقل از هویت ایرانی برای این دیار و این مردمان قائل شود و آنان را نسبت به سرزمین مادری خود بی اعتنا یا بی ارتباط جلوه دهد. یکی از ابزارهای مهم دست آویز آنان ویژه سازی و منحصر به فرد جلوه دادن خصوصیات فرهنگی این دیار است. از این رو بالیدن به خود به عنوان یک آذربایجانی و نه یک ایرانی یکی از مهمترین اهداف پانترکیسم به ویژه در میان جوانان آذربایجان است.

یکی دیگر از اهداف پانترکیسم کینه آفرینی در میان آذربایجانیان نسبت به سایر هم میهنان خود به بهانه ظلم آنان به آذربایجان است. پانترکیسم تلاش می کند این گونه وانمود سازد که همواره به این دیار و این مردمان از جانب سایر ایرانیان به ویژه پارسی زبانان ظلم شده است و آنان همواره عقب ماندگی و عدم رشد و ترقی آذربایجان را خواسته و در سر پرورانده اند .

عنوان « تبریز شهر اولین ها » مدتی است دستاویز پانترکیسم شده است. اما صداهای گوناگون و ضد و نقیضی از اردوگاه پانترکیسم در این رابطه به گوش می رسد. گویی پانترک ها باز هم دچار سردرگمی و یاوه گویی شده اند.

گروهی از پانترک ها عنوان فوق را به واسطه اینکه بسیاری از اتفاقات برای اولین بار در ایران در تبریز رخداده است ، مردم تبریز را پیشرو و مترقی در ایران قلمداد می کنند و سایر ایرانیان را به چوب عقب ماندگی می رانند و در راستای سیاست افتخار آفرینی های کاذب ، چنین تبلیغ می کنند که تبریزیان و آذربایجانیان از ایرانیان برترند و این قیبل سخنان که ما چنین و آنان چنان و ....

حال آنکه پرواضح است تبریز با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه خود گه دروازه ایران به اروپا قلمداد شده است در دروان معاصر که ارتباط ایران با دنیای غرب رو به گسترش گذاشته ، اهمیت ویژه ای در توسعه یافته و بسیاری از اقدامات بنا بر همین اهمیت برای اولین بار در ایران در تبریز انجام گرفته است. حال این سوال پیش می آید که به راستی شهر اولین ها بودن مهمتر است یا شهر بهترین ها بودن ؟ و یا اساساً شهر اولین ها بودن به راستی افتخار است ؟ این افتخار چقدر اهمیت دارد ؟ این امر نمود عقب مانده بودن سایر نقاط ایران است ؟ این عنوان برتری ای برای تبریز و آذربایجان قلمداد می شود ؟

اما دسته ای دیگر از پانترکیسم که اساساً خشم و کینه توزی را اساس کار خود قرار داده اند این مسئله یعنی شهر اولین ها بودن را به گونه ای دیگر ابزار فریب کاری خود قرار داده اند. آنان می کوشند از این عنوان این نتیجه را بگیرند که در راستای سیاست های ظلم به مردم آذربایجان ، تبریز همواره « موش آزمایشگاهی » تلقی شده و هر آنچه را می خواهند بیازمایند که آیا خوب است یا بد ، مفید است یا مضر و ... نخست در تبریز به آزمایش می گذارند و از این روست که تبریز شهر اولین ها نام گرفته است.

گویی این دسته از پانترک ها کمی زیرک ترند زیرا این فریب کاری آنان چه بسا به نتیجه ای بهتر در راستای اهدافشان نایل شود. اما آیا چنین است ؟ به راستی همه چیز برای اولین بار در تبریز اتفاق افتاده است ؟ بدیهی است که چنین نیست و ذهن هر انسان هوشمند و منصفی این چنین قضاوت نمی کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 5:15  توسط علیرضا قره باغی | 

رونمايي از كتاب دستور زبان فارسي علامه فقيد تبريزي خياباني

 

گردهمايي سراسري انجمن ترويج زبان و ادب فارسي از فردا تا 23 امردادماه درتبریز، شاهد رونمايي كتاب دستور زبان فارسي، اثر گرانقدر علامه فقيد ميرزا محمدعلي مدرس تبريزي خياباني خواهد بود.اين اثر گرانبها و ذي‌قدر فرهنگي به اهتمام حميده حجازي و با دو مقدمه در شرح حال مولف از استاد شيخ جعفر سبحاني تبريزي و دكتر مهدي محقق به چاپ رسيد.

با ذكر اينكه دكتر مهدي تحقق كه مدت مديدي از دانش او بهره گرفته است و در سال 1380 مراسم يادبود و بزرگداشتي را به عنوان قدرداني از مقام استاد و حق او بر جامعه و بر خويش برپا كرده است، گزیده ای از  متن مقدمه دكتر محقق از اين كتاب، روايت مي‌شود.

علامه فقيد مرحوم ميرزا محمدعلي مدرس تبريزي خياباني مولف كتاب حاضر، يكي از چهره‌هاي درخشان علم و فرهنگ ما در قرن چهاردهم هجري قمري، يعني زمان معاصر به شمار مي‌آيد. او در سال 1296 هـ.ق در شهر تبريز به دنيا آمد و مقدمات ادب عربي و مراحل نخست فقه و اصول و بخشي از رياضيات را در مدرسه طالبيه تبريز فرا گرفت و سپس به آموختن علوم معقول و منقول در پايه‌هاي عالي پرداخت. علوم معقول يعني منطق و فلسفه وكلام را ـ چنانكه خود گويد به «مقداري كافي» ـ نزد ميرزاعلي لنكراني كه از شاگردان ميرزا ابوالحسن جلوه بود، فرا گرفت و علوم منقول يعني فقه و اصول را نزد دو فقيه بزرگ زمان خود، حاج ميرزا ابوالحسن مجتهد معروف به انگجي و آقاميرزا صادق آقا مجتهد تبريزي ـ كه هر دو از مراجع تقليد ديني زمان خود در ديار آذربايجان بودند ـ تلمذ كرد. او به دريافت اجازه اجتهاد و روايت از مشايخ و بزرگان زمان خود از جمله: سيد محمد حجت كوه كمري و سيد صدرالدين صدر و ميرزا محمدعلي شاه آبادي و سيد هبة‌الدين شهرستاني و حاج شيخ آقا بزرگ تهراني نائل آمد.

سيد محمد حجت از او با عناوين و صفات زير ياد كرده است: «العالم العامل و الفاضل الكامل، ابوالفواضل و الفضائل، قره عين الفضل و الكمال و غره جبين العلم و الافضال، صاحب القمامات العلميه و العمليه، حاوي المكارم الصوريه و المعنويه»، و سيد صدرالدين صدر او را با اوصاف عاليه زير خوانده است: «المولي الاكرم، عماد العلماء الاعلام و سناد فقهاء الكرام و ثقه‌الاسلام و المسلمين، صاحب التاليفات العديده و المصنفات المفيدة، و شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء از او به عنوان «عمده‌العلماء المحققين‌و زبده‌الافاضل المتبحرين» ياد كرده است. مرحوم مدرس ساعت هشت روز دوشنبه شانزدهم فروردين هزار و سيصد و سي و سه هجري شمسي مطابق با اول شعبان هزار و سيصد وهفتاد و سه هجري قمري رخت از اين دنياي فاني بربست و به ديار باقي شتافت.

 

متن کامل مقدمه دکتر تحقق را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:40  توسط علیرضا قره باغی | 

 

نقش دانشمندان ایرانی در پاسداری از زبان پارسی

حضرت آيت‌الله العظمي جعفر سبحاني به مناسبت برگزاري چهارمين گردهمايي سراسري انجمن ترويج زبان و ادب فارسي در تبريز كه از فردا گشايش مي‌يابد،پیامی صار فرمودند. ايشان در پيام خود زبان پارسي را بازگوكننده انديشه‌هاي ايراني و در عين حال وسيله انتقال فرهنگ ملت‌ها به كشور ايران دانستند.

متن پيام ايشان به اين شرح است:

«زبان هر ملتي بازگوكنندة آراء و افكار آن ملت است، و هرچه زبان؛ روان‌تر و جامع‌تر باشد، بهتر مي‌توانند از دقيق‌ترين معاني پرده بردارد و وسيلة انتقال انديشه‌ها و فرهنگ‌ها گردد.

قرآن مجيد، گوناگوني زبان‌ها را از نشانه‌هاي خدا مي‌شمارد و مي‌فرمايد: «و مِن آياتِهِ خَلقُ السَّماواتِ وَالأرضِ وَ أختِلافُ ألسِنَتِكُم وَ ألوانِكُم إِنَّ في ذلِكَ لآياتٍ لِلعالَمين» (از نشانه‌هاي قدرت و عظمت او آفرينش آسمان‌ها و زمين و گوناگوني زبان‌ها و رنگ‌هاي شماست و در اين براي خردمندان نشانه‌هائي است). البته زبان، نبايد ماية برتري يك ملت و تحقير ملت‌هاي ديگر شود. پيامبر گرامي مي‌فرمايد: «العربيِهٌ ليستْ بأبٍ والدٍ و إنّما هي لِسانٌ ناطِقٌ» (سخن گفتن به زبان عربي ارث پدري كسي نيست، بلكه زبان گويائي است براي سخن گفتن).

بنابراين پاسداشت هر ملتي از زبان خود، و صيانت آن از زوال و كوشش در گسترش آن، نبايد سبب فخرفروشي بر ملت‌هاي ديگر و تحقير آنها گردد.

زبان فارسي از ديرزمان بازگوكنندة انديشه‌هاي ايراني و در عين حال وسيلة انتقال فرهنگ ملت‌ها، به كشور ما بوده است.

قبل از اسلام، فرهنگ هندي به وسيلة كليله و دمنه و فرهنگ‌ چيني به وسيلة ارژنگ ماني و علوم پزشكي روم به وسيلة دانشمندان ايراني در جندي‌شاپور به سرزمين ايران راه يافت.

پس‌ از تشرّف ايرانيان به‌ آئين اسلام، در دو قرن نخست، كار تأليف و ترجمه به زبان فارسي پيشرفت چنداني نداشت اما از اواخر قرن دوم به اين طرف بارديگر نگارش و بازگرداندن علوم به زبان پارسي آغاز شد و حتي پايه‌گذاران دارالحكمة بغداد در سال 175 عمدتاً ايرانيان بودند.

جاي خوشبختي است كه بزرگان ايراني مانند بوعلي‌سينا و ابوريحان بيروني و ابوالفضل رشيدالدين ميبدي و ابوالفتوح رازي و دهها دانشمند ايراني مسائل علمي و ديني را نيز بااين زبان مي‌نگاشتند.

در اوائل صفويه، علماي بزرگ شيعه، رسائل علمي را به زبان فارسي نوشته و يكي از اين آثار، جامع عباسي شيخ‌بهائي و پس از آن رسائل عمليّة ديگر علما است و مرحوم علامة مجلسي نيز در ترويج زبان فارسي،‌ سعي فراوان داشت و قسمتي از ‌آثار قلمي او به زبان فارسي است.

متأسفانه در نظام پيشين، تازه به دوران رسيده‌ها، تصور مي‌كردند كه فقيهان و بزرگان اسلام نسبت به زبان پارسي بي‌مهري ورزيده‌اند و در اين مورد خدمتي انجام نداده‌اند در حالي كه جريان كار برخلاف آن است.

خوشبختانه يكي از پيشتازان نگارش فرهنگ لغات فارسي، در قرن يازدهم هجري مرحوم محمدحسين بن خلف تبريزي متخلص به «برهان» است و كتاب «برهان قاطع» او كه در سال 1063 از آن فارغ شده است، از بزرگترين فرهنگ‌هاي فارسي است كه مورد اعتماد دانشمندان مي‌باشد و اين دانشمند تبريزي كه آذري‌زبان بود، نسبت به صيانت زبان فارسي همت گماشته است.

اين تنها شخصيت آذري‌ نيست كه سعي وافري براي زبان فارسي مبذول داشت، بلكه استاد ارجمند ما مرحوم آيت‌الله مدرس تبريزي خياباني (1296 ـ 1373) با نگارش چهار فرهنگ، عظيم‌ترين خدمت را به اين زبان انجام داده است. و ‌آن‌ها عبارتند از:

فرهنگ نوبهار داراي 19000 لغت فارسي.

فرهنگ نگارستان داراي 51000 واژة فارسي.

فرهنگ بهارستان حاوي مترادفات زبان فارسي.


قاموس‌المعارف يك دوره دائره‌المعارف به زبان فارسي كه در تدوين آن 17 سال زحمت كشيده است. بر علاقه مندان فرهنگ ملي و معارف اسلامي فريضه است كه كتاب ‌آخر را كه نسخة آن در كتابخانة ملي تبريز است، منتشر سازند و بر مفاخر اين مرز و بوم بيفزايند.

من در اينجا از دوست عزيز جناب آقاي دكتر مهدي محقق (دامَ‌مجدُه) تشكر مي‌كنم كه كتاب دستور زبان فارسي مرحوم مدرس تبريزي را جزو انتشارات انجمن ترويج زبان و ادب فارسي ايران قرار داده و همچنين اين فرصت را به اينجانب داده‌اند كه اين عرايض را به حاضران در اين گردهمائي تقديم بدارم.

در پايان از اين فرصت استفاده مي‌كنم از شادروان استاد محترم جناب آقاي دكتر اسماعيل رفيعيان كه خود از فرهنگيان دانشمند و آگاه اين منطقه بوده و در ادب پارسي دست توانائي داشته و شاگرداني را پرورش داده‌اند، ياد مي‌نمايم. زحمات و كوشش‌هاي آن‌ مرحوم در گسترة آموزش و پرورش مورد تقدير است. پروردگارا! روحش را شاد و روانش را شاداب بفرما.


والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته»

جعفر سبحاني

حوزة علمية قم


تاريخ 25/4/88

منبع : روزنامه اطلاعات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:32  توسط علیرضا قره باغی | 

چرا سایت های پانترکی فیلتر نمی شوند ؟

امروز بسیاری از مردم به ویژه کاربران اینترنت در ایران با مقوله « پانترکیسم » به خوبی آشنا هستند. دیگر نمی توان پیرامون موضوعات « آذربایجان و اران » در دنیای مجازی به جستجو پرداخت و با تارنماها و پایگاه های اینترنتی پانترکی مواجه نشد. وبلاگ ها و سایت های پانترکی روز به روز در حال افزایش و گسترش فعالیت های خود هستند. این همه در حالی است که پایگاه های اینترنتی میهن پرستانه در ایران با فیلترینگ گسترده حاکمیت رو به ور هستند. این امر همواره پرسش هایی را در ذهن مخاطبان ایجاد می کند که از آن جمله پرسش از عدم فیلترینگ سایت های پانترکی است. شاید برای یافتن علت این امر باید به دنبال پاسخ به این پرسش بود که :

از فعالیت های پانترک ها چه کسی سود بیشتری می برد ؟ حاکمیت یا پانترکیسم ؟

نتیجه افزایش فعالیت های پانترک ها در واقعیت آیا براستی گسترش بیشتر و تعمیق تفکرات پانترکیستی بوده است یا افزایش گرایشات میهن پرستانه ؟

آیا برخورد با عناصر پانترک که اکثراً شناخته شده و معدود می باشند ، برای حاکمیت مشکل است ؟ که اگر نیست چرا این امر اتفاق نمی افتد و آنان به راحتی مجال فعالیت می یابند ؟

آیا می توان پذیرفت که حاکمیت از فعالیت های پانترک ها بی اطلاع است و یا از شناسایی عناصر و عوامل این جریان عاجز است ؟

آیا دولت ایران از حمایت های دولت های ترکیه و باکو از پانترکیسم در ایران غافل است ؟ یا به راستی این حمایت ها با هماهنگی و تحت نظر دولت ایران و تنها به نام دولت های خارجی انجام می گیرد ؟

آیا دولت ترکیه که همواره برای برخورد و سرکوب گروهک تروریستی پ.ک.ک از ایران استمداد طلبیده است در حمایت از دولت ایران در مبارزه با تجزیه طلبان نقش متقابلی ایفا نمی کند ؟

و ...

پاسخ این پرسش ها در ذهن هر فرد اندیشمندی روشن است. بیشترین منفعت از فعالیت های پانترکیسم در ایران متوجه دولت ایران است. چرا که هموراه مطرح بودن این خطر بالقوه یعنی تجزیه ایران به ویژه در منطقه مهم آذربایجان ، عامل مهمی برای تبلیغ در ایجاد و تقویت همدلی و اتحاد ملی در درون کشور است. دولت می کوشد همواره با یادآوری خطر تجزیه ایران با استناد ضمنی در ذهن مخاطبان از فعالیت های وسیع پانترکیسم در اینترنت ، بر انتقاد ها و ضعف های عملکردی خویش سرپوش بگذارد و همه را به سکوت و همدلی و پرهیز از ایجاد تفرقه و ... دعوت کند که مبادا دولت با این انتقاد ها تضعیف شود که این ( دولت ضعیف ) همان خواست تجزیه طلبان است.

حاکمیت از حساسیت ایرانیان در حفظ تمامیت ارضی سرزمینشان به خوبی آگاه است و از این خطر بالقوه ( تجزیه ایران ) بیش از آنچه خود تجزیه طلبان پانترک گمان کنند از فعالیت های آنان سود می برد . چه اگر چنین نبود شناسایی و دستگیری سران پانترکیسم و طراحان و عوامل اجرای نقشه های شومشان چه در ایران و چه در پناهگاهایشان در آنکارا و باکو امر چندان دشوار و دور از ذهنی نیست.

از منظر دیگر می توان به افزایش روز افزون حس میهن پرستی در جامعه از بازخورد فعالیت های پانترکیسم اشاره کرد. صرف نظر از تشکیل دها و صدها گروه و انجمن میهن پرستانه در مقابل خطر تجزیه ایران در سال های اخیر ، می توان به افزایش احساس میهن دوستی در ذهن آحاد مردم به ویژه نسل جوان که کاربران اصلی اینترنت در ایران هستند اشاره داشت که این همه از نتیجه عدم فیلترینگ سایت های پانترکی است.

آیا می توان چنین نتیجه گرفت پانترکیسم در پناه و تحت نظر حاکمیت و چه بسا با حمایت های پنهان آن درایران فعالیت می کند ؟ آیا با محال و منتفی بودن  خطر تجزیه ایران ، از رهگذر فعالیت های پانترکیسم بیشترین منفعت و بهره برداری متوجه حاکمیت و دولت ایران نیست.؟

حال این پرسش مطرح می شود که از فیلترینگ سایت های میهن پرستی چه کسی بیشترین سود را می برد ؟ این امر چه نتیجه ای در بر دارد ؟    

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط علیرضا قره باغی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ
این جا گاهنامه ایست برای همه. برای همه ایرانیانی که نبضشان به عشق مادر مهربان و عزیزشان ، ایران ، می زند. از هر جناح و گروه و دسته ای. اینجا ، محفلی است برای نبرد با دشمن مشترک ، پانترکسیم و تجزیه طلبی.
در نوشتارها سعی بر آن است که نوشته ها کوتاه و مفید باشد تا مخاطبان وقت چندانی از مطالعه مطالب از دست ندهند و مطالب را تا آخر مطالعه نمایند.
همچنین به بازتاب مطالب مرتبط با اهداف تارنگار از سایر تارنگار ها و پایگاه های اینترنتی پرداخته می شود.
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
آذربایجان کجاست ؟
نوشته های میهنی دکتر کیهانی زاده
آذربایجان یا اران ؟
ساخت برج پرشیا در ارمنستان
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 1 )
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 2 )
چرا سایت های پانترکی فیلتر نمی شوند؟
برگزاری گردهمایی ترویج زبان زبان پارسی در تبریز
پیوندها
شورای عالی انقلاب فرهنگی
سازمان میراث فرهنگی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شورای گسترش زبان فارسی
ایران شمالی
آذربایجان : یاشاسین ایران
خبرگزاری اران
ایراس
روزنامک
دکتر نوشیروان کیهانی زاده
مینای کرمان
بنیاد ایران ما
حماسه چالدران
تبريز نيوز
موسسه فرهنگي اران
آتش بان آذری
سرباز پان ایرانیسم
مزدک ( پان ایرانیست خوزستان )
تیرداد بنکدار
تریبون آزاد پان ایرانیسم در خوزستان
اخبار روز ارمنستان و ایران
وبلاگ رسمی حزب پان ایرانیست
دکتر پویز ورجاوند
جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران
انیرانیان
Cyrus The Great
ذوالقرنین
روز نوشت های دکتر پرویز رجبی
هفته نامه میثاق
رهپویان ولایت تبریز ( علی قدسی )
به ایران بزرگ بیاندیشیم
کشورهای پارسی زبان
آریو برزن
دختر شرقی
آذربایجان - ایران
روزنامک
آذرگشنسپ
Persian Gulf
ترک ؟؟؟
ایران بزرگ من
دکتر محمد رضا ترکی
دختران آريايي من
پرسپوليس
ايران ، آقاي جهان
میهن پرستان
زمزمه های ارس
Iranian Azerbaijan
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
هزاره های باشکوه
Azerbaycan News
آذربایجانی لار
ترکمنچای - گلستان
تاریخ و فرهنگ آذربایجان
ارمنستان - ایران
پگاه ایران
ایران شمالی = اران
آذرآبادگان
باکوی ایران
Zephyr
هزاره‌هاى پرشكوه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM