تبليغاتX
آنا یوردوم ایران
Ana Yurdum Iran

حمایت افکار عمومی از اظهارات ناطق نوری

نوشته : علی رضا قره باغی

مدتی است از جنجال آفرینی های برخی جریان های منطقه ای و برون منطقه ای پیرامون سخنان حجت الاسلام ناطق نوری می گذرد و تقریباً تب و تاب آن جنجال های غیر منطقی فروکش کرده است و شاید اینک بتوان در آرامش بیشتر و با نگاهی دقیق تر به ابعاد مختلف این رویدادها نگریست.

آنچه موجب این همه شد ، اظهارات حجت الاسلام ناطق نوری در روز بیست ودوم بهمن ماه در مشهد بود که وی در سخنرانی خود به بررسی رویدادهای تاریخ معاصر ایران پرداخته بود که در این میان بخشی از سخنان وی معطوف به جدایی سرزمین بحرین از ایران بود با این مضمون که آن سرزمین تا سال 1349 خورشیدی بخشی از خاک ایران بوده و تحت عنوان استان چهاردهم در مجلس شورای ملی ایران دارای دو نماینده بوده است.

آشکارا پیداست که این سخنان مرور بخشی از تاریخ معاصراست که حاوی هیچ گونه ادعایی نسبت به سرزمین بحرین نیست. اما واکنش های تعجب برانگیز و غیر منطقی منامه و برخی سران کشورهای عربی و جنجال آفرینی های گسترده و هماهنگ برخی جریان های مغرض و البته شناخته شده ی منطقه ای و برون منطقه ای بیش از حد باور بود. البته مقامات دولتی ایران بلافاصله در اظهارنظرهایی از تریبون های رسمی با تأکید بر به رسمیت شناختن تمامیت ارضی بحرین و احترام به استقلال آن دولت توسط ایران سعی در آرام کردن فضا داشتند و حتی حجت الاسلام ناطق نوری نیز در سخنانی به تشریح دقیق تر مطالب بیان شده در آن سخنرانی پرداخت و ابراز داشت سخنانش تحریف شده است ، اما این اقدامات راه به جایی نبرد و جنجال آفرینی ها ادامه یافت.

پرواضح است که هدف این جریانات از این جنجال ها چیز دیگری است. آنان که کینه ورزی نسبت به ایران همواره دردل هایشان رسوب کرده است ، به خوبی دریافته اند که ایران آرام آرام در حال تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای است و به گفته رویترز پرشیای افسانه ای که روزی نیمی از کره زمین را در تسلط خود داشت در حال بازگشت است و از همه مهم تر آن که ایران توانسته است افکار عمومی کشورهای منطقه را نیز با خود همدل و هم صدا کند. از آن روست که می کوشند با تحریک عواطف و احساسات ملت های منطقه در چنین مواردی ، به کینه افکنی در دل های ملت های منطقه از ایران بپردازند.

اما در این ماجرا که البته حمایت افکار عمومی را در ایران به همراه داشت وتقریباً هر فرد منصفی از هر جناح و دسته و گروهی گفته های حجت الاسلام ناطق نوری را خالی از ایراد تشخیص داد ، عملکرد دولتمردان ایران اما ، انتقاد برانگیز بود. هر چند شاید واکنش دولتمردان ایران از نظر روابط دیپلماتیک از نظر دولت درست و به جا قلمداد شود اما می توان به راحتی دریافت که نوع و شیوه بیان و ادبیات دولت ایران از جایگاه قدرت و عزت نبود و گونه ای ضعف در بیانات مقامات ایرانی آشکارا مشهود بود. این واکنش ها در شأن ملت بزرگ ایران نبود. همین موضع ضعف بود که موجب گستاخ تر شدن دولت های عربی گردید و آنان حتی خواستار عذرخواهی رسمی دولت ایران از بحرین شدند. که بی شک این خواسته گستاخانه و بی شرمانه آن هم بر سر هیچ و بدون هیچ دلیل منطقی و تنها از روی بهانه جویی های کودکانه برخی دولت ها وجریان ها ، برای ایرانیان میهن پرست غیر قابل تحمل است.

این همه در حالی است که همواره دولت های عرب منطقه در نشست های گوناگون خود آشکارا به تمامیت ارضی کشورمان دست درازی کرده و جزایر سه گانه تا ابد ایرانی را بخشی از خاک دولتی عربی قلمداد می کنند و متاسفانه ایرانیان همواره شاهد واکنش های مسالمت جویانه و مداراگرانه دولت مردان خود بوده اند. اگر واکنش دولت ایران درباره این ادعاها و یاوه گویی های دشمنانه از همان ابتدا قاطعانه و کوبنده و از موضع قدرت و در شأن نام ایران می بود امروز هیچ دولت و جریانی به خود اجازه نمی داد برسر ادعایی واهی و بهانه ای کودکانه از دولت ایران طلب عذرخواهی کند.

به راستی واکنش ما در برابر تلاش دولت های عربی در ترویج نام مجعول برای خلیج پارس چگونه بوده است ؟  

در آخر ضمن بیان این نکته که اظهارات حجت الاسلام ناطق نوری بیان حقیقتی انکار ناپذیر بوده است که حمایت و تحسین  افکار عمومی را نیز برانگیخت ، به دولت های عربی و بدخواهان و جریان های جنجال آفرین منطقه ای که چشم طمع به خاک ایران را دارند باید هشدار داد که بدانند که دولت و رسانه های دولتی و خصوصی در ایران تا کنون افکار عمومی ایرانیان را کنترل کرده اند و آتش خشم ایرانیان میهن دوست را در جعل نام خلیج پارس و ادعاهای دشمنانه دولت امارات متحده عربی پیرامون جزایر سه گانه ایرانی ، به هر روشی که بوده است فرونشانده اند . اما بی شک این صبر و شکیبایی را حدی است و مبادا که کاسه صبر ایرانیان میهن پرست لبریز شود .

 

اعراب زبان قدرت را مي شناسند
 
نوشته : زهره آقایانی

 

بخشي از همسايگان ايران را کشورهاي عربي تشکيل مي دهند و به دليل همين همسايگي بسياري از مسائل در روابط با اين کشورها از حساسيت ويژه يي برخوردار است و در مواقع بروز تنش که گهگاه در مناسبات ايران با دولت هاي عرب منطقه به وجود مي آيد اين مسائل به خودي خود پيچيدگي بيشتري پيدا مي کند. البته تا زماني که سياستگذاران عرصه خارجي کشور در اين مواقع واکنشي مناسب و درخور بهانه جويي هاي اعراب نداشته باشند، حل مسائل به نفع ايران با مشکل مواجه خواهد شد. واضح است که اگر دولت به خصوص دستگاه ديپلماسي خارجي رفتارشناسي مناسبي از دولت هاي عرب منطقه داشت به خوبي متوجه مي شد اين همسايگان اغلب زبان قدرت را شناخته و کمترين انعطاف از جانب تهران مي تواند کشورهاي عربي را گستاخ تر ساخته و رفتارهاي غيرمتعارف آنها را زنجيروار در پي داشته باشد. نمونه اين امر در برخورد ايران با ادعاي بي اساس و چندساله امارات متحده عربي درخصوص جزاير سه گانه مشهود است.

به خوبي پيداست اگر مقامات مسوول از همان ابتدا در مقابل زياده خواهي هاي اين شيخ نشين با انعطاف سخن نمي گفتند امروز شاهد آن نبوديم که اين کشورها در نشست هاي خود، ايران را به عنوان اشغالگر معرفي کنند. مساله بحرين هم حاصل ديپلماسي دست به عصاي دولت نهم بود چرا که تنها براي يک سخنراني و يادآوري يک قسمت از تاريخ ايران که توسط ناطق نوري بيان شده و هيچ نکته اشتباه و تعرضي در آن نبوده است رئيس دولت تصميم مي گيرد وزير کشور را براي توضيح به بحرين بفرستد و به آنها بگويد اين سخنان اشتباه بوده است. مسلم است که بعد از اين عقب نشيني بايد منتظر چالش ديگري مي شديم، البته با شدت بيشتر و در سطح وسيع تر و ديديم که اين بار کشور کوچک مغرب که اتفاقاً مراودات چنداني با ايران ندارد در اقدامي بي سابقه اعلام مي کند روابط سياسي خود با ايران را قطع کرده است. اين در حالي است که انتظار مي رفت ايران پاسخي مناسب و درخور شأن کشور بزرگي مثل ايران از خود بروز دهد ولي وزير خارجه تنها طي جملاتي کوتاه با ابراز تاسف از اين اقدام، آن را تعجب آور خوانده است و پاسخ را به ارائه يک بيانيه موکول کرد. اما افسوس که اين بيانيه هم دردي دوا نکرد. حال اين سوال مطرح مي شود که اگر سياست خارجي ايران با همين روال ادامه يابد اين بار بايد منتظر مواضع گستاخانه تر کدام دولت عرب منطقه باشيم. اکنون که عربستان نيز موضع غيردوستانه يي گرفته است، آيا بايد همچنان دست روي دست گذاشته و به صدور بيانيه قناعت کنيم؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 11:6  توسط علیرضا قره باغی | 

سالگرد در گذشت کوروش بزرگ

نوشته : دکتر نوشیروان کیهانی زاده

 کوروش بزرگ بنيادگذار کشور ايران، مردي که عموم تاريخ نگاران او را «انديشمند، انساندوست، دادگستر و مهربان» توصيف کرده اند در مارس سال 530 پيش از ميلاد ــ 9 سال پس اعلام امپراتوري ايران- فوت شد. وي يازده سال پس از ايجاد دولت واحدي از سه طايفه مهاجر قوم آرين - پارس، ماد و پارت - شهر بابل (در جنوب غربي بغداد امروز و پايتخت يک امپراتوري به همان نام) را تصرف و در آنجا در اکتبر سال 539 پيش از ميلاد ايجاد امپراتوري مشترک المنافع ايران را اعلام کرده بود. امپراتوري ايران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف يوناني، سيروس و سايرس گفته مي شود از هند تا مرمره و از سيردريا (رود سيحون) تا درياي سرخ امتداد داشت که پسر او کامبير (کامبوجيا = کمبوجيه) بر وسعت آن افزود و داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني و پسرش خشايارشا قلمرو ايران را گسترش بيشتري دادند که بيش از دو قرن بزرگ ترين قدرت در جهان بود با فرهنگ و تمدني درخشان و بي مانند. کوروش براي اخراج طوايف آرال که از سيردريا گذشته وارد سغديانا و سرزمين پارسيان در فرارود (تاجيکستان امروز و...) شده بودند به اين منطقه رفته بود که به سوي او که سوار بر ارابه بود و سربازانش را در ميدان نبرد هدايت مي کرد زوبيني پرتاب شد و عمر وي پايان يافت. با وجود درگذشت کوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوي سيردريا عقب راندند. غسغد اينک يک ايالت تاجيکستان و فرماندارنشين آن شهر باستاني خجند است.ف آرالي ها تمدني عقب مانده و غيرقابل قبول براي ايرانيان داشتند و کوروش مايل به آلوده شدن ايرانيان به اين تمدن نبود. موسس و پدر کشور ايران که مادرش از ماد و پدرش از مردم پارس بود در ميدان هاي جنگ، هميشه در ميان سربازان بود و از آنان جدا نمي شد و جان خود را بر سر همين روش گذاشت. او بارها گفته بود که نبايد سرباز جان بر کف نهد و بجنگد و افتخار پيروزي نصيب شاه شود که دور از ميدان جنگ در چادر خود درميان نيروهاي محافظ و اسبان آماده براي فرار مي آسايد. در دهه دوم قرن جاري هجري، هنگام بررسي تکميل قانون کيفر عمومي در مجلس، تني چند از نمايندگان به هدف کوروش از رفتن به سغديانا و اخراج آرالي ها اشاره و پس از بحث بسيار در اين زمينه، ماده 210 را بر قانون کيفر عمومي افزودند که طبق آن جريحه دار کردن عفت عمومي جرم از درجه جنحه شناخته شد و مجازات سنگين داشت. جنازه کوروش همچنان که وصيت کرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقي مانده و هموطنان پس از 25 قرن همچنان براي اداي احترام نسبت به او به پاسادگاد مي روند. کوروش در بابل و پس از صدور اعلاميه يي که امروز نخستين منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده مي شود وصيت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، بايد در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعيين محل دفن خود از اينکه براي مدتي بسيار طولاني، جسد او قطعه زميني را از ثمر دادن باز مي دارد از مردم ايران (قبلاً) پوزش خواسته بود. کوروش جهاني فکر مي کرد و همه ملت ها را متساوي الحقوق مي دانست و عقيده به ايجاد يک دولت جهاني مجهز به اخلاقيات داشت تا جنگ ها و خونريزي ها پايان يابد و يک قانون واحد حاکم بر روابط ملت ها باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 8:40  توسط علیرضا قره باغی | 
 

هشیاری ملی در برابر طرح تجزیه

نوشته : دکتر ميرمهرداد ميرسنجري

تحولات اخير در منطقه، تهاجم همه‌جانبه اسرائيل به مردم بي‌دفاع غزه، در حالي موقعيت منطقه را در خطر جدي گذارده که همزمان دسيسه‌هاي آمريکا و اسرائيل عليه تماميت ارضي ايران با جديت در حال اجراست؛ دسيسه‌چيني و تشکيک در قرارداد 1975 الجزاير، غارت منابع گازي فلات قاره ايران توسط قطر، پافشاري شوراي همکاري خليج فارس و اتحاديه عرب در تحريف نام تاريخي خليج فارس و ادعاهاي واهي نسبت به مالکيت جزاير ابدي ايران در خليج هميشه فارس و از ديگر سو، محدود کردن سهم 50 درصدي ايران در درياي مازندران ـ که به اشتباه نام خزر بر آن نهاده شده است ـ و علاوه بر آن، تحريکات قومي اقوام عرب، کرد، آذربي و بلوچ ايران در سال‌هاي اخير، مي‌تواند آغازي بر ترسيم نقشه جديد خاورميانه بر پايه طرح به اصطلاح «نقشه راه» تلقي شود که از سوي ژنرال «ک. ورژن» در 28 مارس 2007 فاش شده است. در اين طرح که متأسفانه حساسيت کافي صاحبنظران و رسانه‌هاي همگاني کشور را برنينگيخته است، نقشه شوم تجزيه ايران زمين و حتي بسياري از کشورهاي منطقه بر پايه ويژگي‌هاي قومي جغرافيايي هر کشور در دستور کار استعمار نوين نهاده شده است.

در اين طرح، ايران، افغانستان، عراق، ترکيه، سوريه و حتي عربستان سعودي و پاکستان بنا بر ترکيب قومي تجزيه شده و بر مساحت کشورهايي از جمله اردن، لبنان، امارات متحده عربي و جمهوري آذربايجان اضافه شده، کشور بزرگي به نام کردستان با تجزيه کردستان ايران، ترکيه، عراق و سوريه تشکيل و بلوچستان و خوزستان از ايران جدا مي‌شوند. انکار نمي‌توان کرد که تماميت ارضي هر کشور، ابتدايي‌ترين جزء اتحاد ملي و انسجام ديني آن کشور به شمار مي‌رود و قوام و بقاي هر ملتي بر مبناي حفظ تماميت ارضي آن کشور استوار است.
با توجه به اين‌که در تاريخ، ايران هيچ‌گاه به دنبال توسعه‌طلبي عليه تماميت ارضي همسايگان نبوده ولي عکس اين مسأله همواره برقرار است؛ بنابراين، مهمترين تهديدهاي موجود عليه تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران را مي‌توان به طور خلاصه به اين شرح بيان کرد تا تجربيات گذشته ايرانيان، راهگشا و هشيارکننده ما در هرگونه تصميم‌گيري در آينده باشد.

1. ادعاهاي پي در پي امارات متحده عربي با پشتيباني علني همه کشورهاي دوست و دشمن عربي عليه تماميت ارضي ايران در خليج فارس بر سر مالکيت جزاير هميشه ايراني ابوموسي، تنب بزرگ و تنب کوچک بدون در نظر گرفتن اسناد متقن تاريخي تعلق هميشگي اين جزاير به ايران و حتي بهره‌برداري از حوزه نفتي مبارک متعلق به جزيره ابوموسي توسط امارات که توسط شرکت نفتي «پيوتس» به انجام مي‌رسد.

2. ادعاهاي ارضي مقام‌هاي دولت‌هاي گذشته حاکم بر عراق عليه حاکميت ايران بر نيمه شرقي اروندرود که پس از بنيانگذاري کشور عراق با تجزيه عثماني و شکل‌گيري نخستين حکومت پادشاهي آن کشور آغاز شد و همه حکومت‌هاي بعدي از جمله دولت «عبدالکريم قاسم»، «عبدالرحمن عارف»، حکومت حزب بعث، «صدام حسين» و حتي بعضا ديده شده حکومت جديد عراق نيز در ادبيات غيررسمي به اين ادعاي بي‌پايه اشاره کرده‌اند که اعلام عدم پايبندي عراق به قرارداد 1975 الجزاير که بعدا اصلاح شد، در همين راستا قابل ارزيابي است.

3. ادعاي مالکيت کويت بر ميدان گازي آرش واقع در فلات قاره ايران در آب‌هاي شمالي خليج فارس که بنا بر اسناد موجود و خط مرزي دريايي «آي‌پک» به ايران تعلق داشته و همانند حوزه نفتي سروش، در محدوده عمليات اکتشاف و توليد ايران است. جالب توجه اين‌که دولت کويت با نامگذاري جديد اين ميدان، ادعاي مالکيت آن را دارد و ادعاي آنها هم بنا بر خط موهومي است که شرکت ضدايراني و انگليسي «شل» براي آنان ترسيم و به کويتي‌ها القا کرده که حوزه گازي آرش در پايين اين خط و در آب‌هاي کويت است!

4. ادعاهاي موجود عليه سهم ايران در درياي مازندران که به نادرست بدان درياي خزر اطلاق شده است؛ بنابراين، متأسفانه، سهم 50 درصدي ايران از سوي همسايگان توسعه‌طلب ناديده گرفته شده است. بايد به اين نکته توجه داشت که کوتاه آمدن ايران از حق قانوني ايرانيان در بهره‌برداري مشاع از اين دريا، منجر به اين مي‌شود که حتي 20 درصد سهم پيشنهادي برخي هم ناديده گرفته شود. جالب آن ‌که مدافعان سهم 20 درصد، هم‌اکنون عبارت سؤال‌برانگيز «حدود 20 درصد) را تکرار مي‌کنند که از اين بيان اين دريافته مي‌شود که لابد ايران به سهم کمتر هم بايد رضايت دهد!

مسئولان محترم سياست خارجي ايران به اين نکته آگاهند که از چهارده ميدان بزرگ نفت و گاز درياي مازندران که مورد ادعاي اران و شروان تاريخي (که امروز کشور آذربايجان ناميده مي‌شود) است، چهار حوزه بزرگ نفتي در محدوده خط مرزي سهم 20 درصدي مورد نظر ايران است؛ يعني جمهوري آذربايجان، حوزه نفتي بزرگ البرز را با نام ادعايي «آلو» در محدوده دريايي خود و از آن حکومت خود مي‌داند و علاوه بر آن، بخشي از حوزه‌هاي نفتي «اينام B»، «کورداشي ـ لنکران» و «تالش» را هم نه متعلق به ايران بلکه متعلق به حکومت باکو مي‌داند!
بنا بر اين است که جمهوري آذربايجان (آران و شروان) مي‌کوشد با تأکيد بر خط ميانه يا خط موهوم آستارا ـ خليج حسينقلي که در آغاز دهه هفتاد ميلادي نه به عنوان خط مرزي بلکه تنها براي مشخص کردن خطوط پروازي ايران و شوروي مورد استفاده قرار مي‌گرفت، به ايرانيان القا کند که مرزهاي دريايي ايران در درياي کاسپين، اين خط است تا هم به زعم خود، ايران به دريافت تنها 3 / 11 درصد از دريا رضايت دهد و هم تمام حوزه‌هاي نفتي مورد مناقشه در محدوده آب‌هاي آذربايجان واقع شود.

اهميت حفظ تماميت ارضي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
قانون اساسي جمهوري اسلامي، آشکارا حفظ تماميت ارضي کشور را به همراه استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي از مهمترين ارکان حفظ کشور عنوان کرده است.
در اين باره، در اصل نهم قانون اساسي آمده است: «در جمهوري اسلامي ايران، آزادي، استقلال، وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک‌ناپذيرند».
اصل هفتاد و هشتم قانون اساسي تصريح مي‌کند: «هرگونه تغيير در خطوط مرزي، ممنوع است» و در اصل يکصد و پنجاه و دوم نيز آمده است: «سياست خارجي ما بر اساس نفي هرگونه سلطه‌جويي و سلطه‌پذيري، حفظ استقلال همه‌جانبه و تماميت ارضي کشور است ... » همچنين بنا بر اصل 153 قانون اساسي «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بيگانه شود، ممنوع است».

بي‌ترديد همه مسئولان کشور و به ويژه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در اين برهه حساس تاريخي بايد صرف نظر از ديدگاه‌هاي گوناگون، حفظ منافع ملي تماميت ارضي ايران در خليج فارس و ديگر نقاط را به عنوان يک وظيفه مهم ملي در نظر داشته باشند، چراکه تجربه تلخ جدايي بحرين از ايران در زمان گذشته، نشان داد که نبود آگاهي تاريخي، شجاعت و ميهن‌دوستي در نمايندگان ظاهري ملت ايران در آن دوران، چگونه يک بخش تاريخي از ميهن عزيزمان را جدا کرده است.

عباس مسعودي، نماينده مجلس رژيم گذشته، در گرماگرم تهيه مقدمات توطئه عربي ـ انگليسي جدايي بحرين از ايران پس از مسافرت به بحرين، کوشيد به اشکال گوناگون، اين مسأله را در اذهان ايرانيان جا بيندازد که بحرين از نظر اقتصادي، ارزشي براي ايرانيان ندارد! و نگاهداري اين سرزمين، مستلزم هزينه بسياري است، زيرا منابع نفتي آن رو به پايان است! (در حالي که بر پايه آمارهاي بين‌المللي، درآمد سرانه مردم بحرين بيست سال پس از جدايي از ايران (در سال 1999 ميلادي) 9656 دلار و در همان سال، درآمد سرانه مردم ايران 692 دلار بوده است! [چکيده تاريخ تجزيه ايران ـ دکتر هوشنگ طالع]).

پس از اين القائات و پس از سخنان هويدا، نخست‌وزير وقت، در روز يکم ارديبهشت 1349، مجلس شوراي ملي وقت با 199 رأي موافق در برابر تنها چهار رأي مخالف (مربوط به نمايندگان حزب پان‌ايرانيست)، با اشتباهي توجيه‌ناپذير و نابخشودني، رأي بر همه‌پرسي در اين جزيره دادند که بنا بر اسناد انکار ناشدني، «گيگاردي»، نماينده سازمان ملل متحد، به گونه‌اي غيرقانوني و تنها با پرسش از شيخ‌هاي وابسته عرب مستقر در بحرين و نه اکثريت ملت شيعه بحرين، رأي بر تقاضاي استقلال داد. به اين ترتيب، با کمال تأسف، با جدايي بحرين علاوه بر از دست رفتن اين سرزمين استراتژيک، مرزهاي فلات قاره ايران نيز که در نزديکي مرزهاي عربستان سعودي و قطر بود، با بي‌توجهي دولت وقت ايران به ميانه خليج فارس عقب نشست و به اين ترتيب، ايران از بسياري از منابع نفت و گاز خليج فارس از جمله از نيمي از بزرگترين ميدان گازي دنيا (پارس جنوبي) که بعدها در اختيار قطر قرار گرفت، محروم شد.

در سي سال گذشته، منافع ايران در خليج فارس، درياي مازندران، خوزستان، آسياي ميانه و قفقاز و بسياري نقاط ديگر به راه‌هاي گوناگون توسط بيگانگان در معرض تهديد قرار گرفته است و دشمنان ايران کوشيده‌اند تا از کوچکترين سهل‌انگاري و بي‌تفاوتي مسئولان کشورمان در راستاي گسترش منافع ملي کشور خود بهره ببرند.

سخن آخر اين‌که:
1. طرح موضوع‌هايي چون تقسيم ايالتي ايران که مترادف با تجزيه کشور خواهد بود،
2. کوتاه آمدن از سهم واقعي ايران در درياي مازندران و نيز اعمال حسن‌نيت يک‌طرفه به روسيه و کشورهاي اقماري آن،
3. در پيش نگرفتن موضع قاطع مبني بر حاکميت ايران بر ميدان گازي آرش در شمال خليج فارس،

4. کم‌توجهي به تحريف نام خليج فارس،
5. تهديد حاکميت ايران بر ابوموسي، تنب‌بزرگ و تنب کوچک که به صورت زنجيره دفاعي در نزديکي تنگه حساس و استراتژيک هرمز، به رغم وسعت کم از موقعيتي ژئوپلتيک برخوردارند،
6. تعويق پي‌درپي و عدم اجراي عملي ميله‌گذاري مرزي با عراق بنا بر قرارداد قانوني و پايدار 1975 الجزاير که عراق همواره از اجراي آن طفره مي‌رود،

7. دريافت نکردن غرامت از دولت عراق به عنوان جبران خسارت جنگ هشت ساله و بخشي از خونبهاي شهيدان جان بر کف و جانبازان غيرتمند و خانواده‌هاي دردکشيده ايثارگر، همه و همه بخش‌هايي از دغدغه‌هاي نسل‌هاي ايراني هستند که در منازعات استراتژيک منطقه‌اي و چالش‌هاي پيچيده پيش رو، از اهميتي به مراتب گسترده‌‌تر از درگيري‌هاي حزبي داخلي و اختلاف نظرهاي گروهي کشور برخوردار هستند چراکه حفاظت از حاکميت ملي و سرزميني و تماميت ارضي، پاسداشت سند هويت ملت ماست.
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 17:20  توسط علیرضا قره باغی | 

برگزاری جشن سپندارمذگان در تبریز

بیست و نهم هر ماه در گاهشماری ایرانی – زرتشتی با نام سپندارمزد روز  شناخته می شود و بیست و نه بهمن ماه در هر سال به عنوان روز بزرگ اسفندگان یا سپندارمزگان جشن گرفته می شود.
این جشن در ایران باستان به جشن زایش زمین معروف بود و از دیگر سو ایرانیان کهن در این روز با دادن هدیه به زنان خود مقام آنان را در همبودگاه (جامعه) پاس می داشتند و به نوعی عشق و مهر خود را به آنان نشان می دادند. امروزه همراه با اثرات جهانی شدن، فرهنگ ها نیز به سوی گلوبالیزه شدن پیش می روند، اما در این دایره تنها فرهنگ غربی است که در حال گسترش دادن خود در پهنای گیتی است نه سایر فرهنگ ها.به عبارت بهتر آنچه عملا در جهانی شدن فرهنگ ها دیده می شود صدور فرهنگ از مغرب زمین به خاورزمین می باشد و میان این دو ارتباطی دو سویه مشاهده نمی شود.
اکنون چند سالی است که جشن "والنتاین" نیز که از محصولات فرهنگی مغرب زمین به شمار می رود در کشور ما رواج یافته و شماری از ایرانیان این روز را به عنوان روز عشق به ذهن سپرده اند. این در حالیست که مفهوم عشق در غرب با درون مایه آن در فرهنگ شرقی به ویژه فرهنگ ایران زمین بسیار متفاوت است.
عشق و مهر در فرهنگ ایرانی معنای گسترده ای دارد و نمودهای بیشماری پیدا می کند. اما در فرهنگ غربی به هیچ روی نمی توان چنین معانی را برای عشق و مهر متصور بود.عشق در میان غربیان برتر از مفاهیم ظاهری سطحی را دربر نمی گیرد و مفهموم و ارزش معنوی آن به هیچ روی نمی تواند از پوسته فراتر رود.بنا براین بسیاری از ایرانیان با تعیین یک روز ویژه برای پاسداشت مهر و عشق با معیارهای غربی مخالف اند.
امسال صدها تن از جوانان در شهر تبریز با گردهمایی در مقبره شاعران این شهر(مقبره الشعرا) با گرامیداشت روز سپندارمز و یادآوری جشن اسفندگان، به سایر هم میهنان خود نیز پیامی مهم فرستادند.
نسل جدید ایران خواهان پاسداری از فرهنگ اصیل و ناب ایرانی است. نسل جدید ایران ضمن پذیرفتن مدرنیته و الزامات آن به فرهنگ ملی ِ خود  نیز به شدت وفادار است. نسل جدید ایران می خواهد بگوید همانطور که ما اسلام را بدون پذیرش عرب و فرهنگ عربی پذیرفتیم، مدرنیته غربی را نیز بدون آنکه بخواهیم غربی وار زندگی کنیم، می پذیریم.
جان کلام جوانان ایران زمین در این عبارت خلاصه می شود :برای ما،فرهنگ ملی ِ ما.فرهنگ ملی عامل پرورش نیروی خلاقه نسل است. هر نسلی باید ثمره کوشش نسل های پیشین را بگیرد و بر آن بیفزاید. اینک ما چه می گیریم و چه بر آن می افزاییم؟
فرهنگ ملت ایران نمی تواند ریزه خوار تمدن بیگانگان باشد.
پس برای ما: فرهنگ ملی ما.
این مراسم که با همت انجمن فرهنگی افراز،بنیاد ایران ما،کانون فرهنگی دانشکده هنر و معماری،کانون ایران شناسی دانشگاه تبریز و سایر میهن پرستان آذربایجان برگزار شده بود ساعت 15 سه شنبه 29 بهمن ماه در مقبره الشعرای تبریز با خواندن قطع نامه و سخنرانی یکی از دانشجویان و سپس همخوانی سرود ای ایران توسط باشندگان آغاز شد، در ادامه میهن پرستان آذری با ادهدای دسته گل بر مزار شهریار شاعر بزرگ ملی و خواندن سروده ای از این نامدار پایان یافت.دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، دانشگاه نبی اکرم، دانشکده هنرهای اسلامی،دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و دانشگاه ملی تبریز برپا گردید. در این مراسم کارت های تبریک ِ ویژه ی این روز از که سوی نهادهای مختلف تهییه شده بود پخش گردید. میهن پرستان آذری ضمن سپاس از مسئولان مقبره الشعرا و حسن توجه و همکاری ایشان امید دارند این مراسم در سال های آتی در شهرهای دیگر ایران نیز برگزار شود.

پاینده ایران

 

منبع : http://farmane-arya.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 19:8  توسط علیرضا قره باغی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ
این جا گاهنامه ایست برای همه. برای همه ایرانیانی که نبضشان به عشق مادر مهربان و عزیزشان ، ایران ، می زند. از هر جناح و گروه و دسته ای. اینجا ، محفلی است برای نبرد با دشمن مشترک ، پانترکسیم و تجزیه طلبی.
در نوشتارها سعی بر آن است که نوشته ها کوتاه و مفید باشد تا مخاطبان وقت چندانی از مطالعه مطالب از دست ندهند و مطالب را تا آخر مطالعه نمایند.
همچنین به بازتاب مطالب مرتبط با اهداف تارنگار از سایر تارنگار ها و پایگاه های اینترنتی پرداخته می شود.
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
آذربایجان کجاست ؟
نوشته های میهنی دکتر کیهانی زاده
آذربایجان یا اران ؟
ساخت برج پرشیا در ارمنستان
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 1 )
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 2 )
چرا سایت های پانترکی فیلتر نمی شوند؟
برگزاری گردهمایی ترویج زبان زبان پارسی در تبریز
پیوندها
شورای عالی انقلاب فرهنگی
سازمان میراث فرهنگی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شورای گسترش زبان فارسی
ایران شمالی
آذربایجان : یاشاسین ایران
خبرگزاری اران
ایراس
روزنامک
دکتر نوشیروان کیهانی زاده
مینای کرمان
بنیاد ایران ما
حماسه چالدران
تبريز نيوز
موسسه فرهنگي اران
آتش بان آذری
سرباز پان ایرانیسم
مزدک ( پان ایرانیست خوزستان )
تیرداد بنکدار
تریبون آزاد پان ایرانیسم در خوزستان
اخبار روز ارمنستان و ایران
وبلاگ رسمی حزب پان ایرانیست
دکتر پویز ورجاوند
جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران
انیرانیان
Cyrus The Great
ذوالقرنین
روز نوشت های دکتر پرویز رجبی
هفته نامه میثاق
رهپویان ولایت تبریز ( علی قدسی )
به ایران بزرگ بیاندیشیم
کشورهای پارسی زبان
آریو برزن
دختر شرقی
آذربایجان - ایران
روزنامک
آذرگشنسپ
Persian Gulf
ترک ؟؟؟
ایران بزرگ من
دکتر محمد رضا ترکی
دختران آريايي من
پرسپوليس
ايران ، آقاي جهان
میهن پرستان
زمزمه های ارس
Iranian Azerbaijan
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
هزاره های باشکوه
Azerbaycan News
آذربایجانی لار
ترکمنچای - گلستان
تاریخ و فرهنگ آذربایجان
ارمنستان - ایران
پگاه ایران
ایران شمالی = اران
آذرآبادگان
باکوی ایران
Zephyr
هزاره‌هاى پرشكوه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM