تبليغاتX
آنا یوردوم ایران
Ana Yurdum Iran

درود بر همه دوستان

 

از این پس مطالب در تارنگار جدید به همین آدرس در میهن بلاگ دنبال

 می شود

همچنین نوشتارهای پربیننده در این تارنگار به مرور به آدرس جدید

 نیز منتقل می گردد

http://anayurdum-iran.mihanblog.com/

پاینده باد ایران

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 5:43  توسط علیرضا قره باغی | 

تبریز شهر اولین ها یا شهر آزمایش ها ؟

سردرگمی پانترکیسم در افتخار سازی یا کینه افکنی

بی شک در راستای حس تعلق خاطر و عشق به شهر و دیار و زادگاه ، ساکنان همه شهر های ایران و بلکه جهان به دنبال پایه هایی در جهت مستحکم کردن احساس هویت مکانی و حس هویتمندی هستند. از این رو شاخصه های هر شهر از هر نظر ، علامتی نمایان برای تشخیص و شناسایی آن دیار از سایرین و بالیدن مردمان آن دیار به خود از جهت نقش و سهم مؤثر خود در تشکیل و نقش بندی هویت شهری در مقیاس خرد و هویت ملی  در نگاه کلان ، هستند. با نگاهی اجمالی به هر شهر در ایران این امر به خوبی قابل درک است. تبریز نیز به صورت خاص ، از این امر مستثنی نیست. آنگاه که نامی از مکتب معماری آذری ، ارگ تبریز و یا انقلاب مشروطه و یا استاد شهریار و ... به زبان می آید و یا تصویری از بناهای یاد شده در پیش چشمان بیننده قرار می گیرد و یا نوای موسیقی آذری به گوش می رسد ، چیزی جز نقش و اهمیت تبریز در نگاه خرد و آذربایجان در نگاه کلان در شکل گیری یکی از پایه های فرهنگی ایرانیان در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد که همواره مایه افتخار هر تبریزی از این بابت است.

اما پانترکیسم که می کوشد این مبانی فرهنگی را ابزار مطامع و فریب کاری های خود قرار دهد تلاش می کند تا نقشی فراتر از واقع برای مردم تبریز و آذربایجان بیافریند و با نیرنگ های خود که همواره مبتنی بر تحریک احساسات نسل جوان آذربایجان پایه گذاری شده است ، هویتی مستقل از هویت ایرانی برای این دیار و این مردمان قائل شود و آنان را نسبت به سرزمین مادری خود بی اعتنا یا بی ارتباط جلوه دهد. یکی از ابزارهای مهم دست آویز آنان ویژه سازی و منحصر به فرد جلوه دادن خصوصیات فرهنگی این دیار است. از این رو بالیدن به خود به عنوان یک آذربایجانی و نه یک ایرانی یکی از مهمترین اهداف پانترکیسم به ویژه در میان جوانان آذربایجان است.

یکی دیگر از اهداف پانترکیسم کینه آفرینی در میان آذربایجانیان نسبت به سایر هم میهنان خود به بهانه ظلم آنان به آذربایجان است. پانترکیسم تلاش می کند این گونه وانمود سازد که همواره به این دیار و این مردمان از جانب سایر ایرانیان به ویژه پارسی زبانان ظلم شده است و آنان همواره عقب ماندگی و عدم رشد و ترقی آذربایجان را خواسته و در سر پرورانده اند .

عنوان « تبریز شهر اولین ها » مدتی است دستاویز پانترکیسم شده است. اما صداهای گوناگون و ضد و نقیضی از اردوگاه پانترکیسم در این رابطه به گوش می رسد. گویی پانترک ها باز هم دچار سردرگمی و یاوه گویی شده اند.

گروهی از پانترک ها عنوان فوق را به واسطه اینکه بسیاری از اتفاقات برای اولین بار در ایران در تبریز رخداده است ، مردم تبریز را پیشرو و مترقی در ایران قلمداد می کنند و سایر ایرانیان را به چوب عقب ماندگی می رانند و در راستای سیاست افتخار آفرینی های کاذب ، چنین تبلیغ می کنند که تبریزیان و آذربایجانیان از ایرانیان برترند و این قیبل سخنان که ما چنین و آنان چنان و ....

حال آنکه پرواضح است تبریز با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه خود گه دروازه ایران به اروپا قلمداد شده است در دروان معاصر که ارتباط ایران با دنیای غرب رو به گسترش گذاشته ، اهمیت ویژه ای در توسعه یافته و بسیاری از اقدامات بنا بر همین اهمیت برای اولین بار در ایران در تبریز انجام گرفته است. حال این سوال پیش می آید که به راستی شهر اولین ها بودن مهمتر است یا شهر بهترین ها بودن ؟ و یا اساساً شهر اولین ها بودن به راستی افتخار است ؟ این افتخار چقدر اهمیت دارد ؟ این امر نمود عقب مانده بودن سایر نقاط ایران است ؟ این عنوان برتری ای برای تبریز و آذربایجان قلمداد می شود ؟

اما دسته ای دیگر از پانترکیسم که اساساً خشم و کینه توزی را اساس کار خود قرار داده اند این مسئله یعنی شهر اولین ها بودن را به گونه ای دیگر ابزار فریب کاری خود قرار داده اند. آنان می کوشند از این عنوان این نتیجه را بگیرند که در راستای سیاست های ظلم به مردم آذربایجان ، تبریز همواره « موش آزمایشگاهی » تلقی شده و هر آنچه را می خواهند بیازمایند که آیا خوب است یا بد ، مفید است یا مضر و ... نخست در تبریز به آزمایش می گذارند و از این روست که تبریز شهر اولین ها نام گرفته است.

گویی این دسته از پانترک ها کمی زیرک ترند زیرا این فریب کاری آنان چه بسا به نتیجه ای بهتر در راستای اهدافشان نایل شود. اما آیا چنین است ؟ به راستی همه چیز برای اولین بار در تبریز اتفاق افتاده است ؟ بدیهی است که چنین نیست و ذهن هر انسان هوشمند و منصفی این چنین قضاوت نمی کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 5:15  توسط علیرضا قره باغی | 

رونمايي از كتاب دستور زبان فارسي علامه فقيد تبريزي خياباني

 

گردهمايي سراسري انجمن ترويج زبان و ادب فارسي از فردا تا 23 امردادماه درتبریز، شاهد رونمايي كتاب دستور زبان فارسي، اثر گرانقدر علامه فقيد ميرزا محمدعلي مدرس تبريزي خياباني خواهد بود.اين اثر گرانبها و ذي‌قدر فرهنگي به اهتمام حميده حجازي و با دو مقدمه در شرح حال مولف از استاد شيخ جعفر سبحاني تبريزي و دكتر مهدي محقق به چاپ رسيد.

با ذكر اينكه دكتر مهدي تحقق كه مدت مديدي از دانش او بهره گرفته است و در سال 1380 مراسم يادبود و بزرگداشتي را به عنوان قدرداني از مقام استاد و حق او بر جامعه و بر خويش برپا كرده است، گزیده ای از  متن مقدمه دكتر محقق از اين كتاب، روايت مي‌شود.

علامه فقيد مرحوم ميرزا محمدعلي مدرس تبريزي خياباني مولف كتاب حاضر، يكي از چهره‌هاي درخشان علم و فرهنگ ما در قرن چهاردهم هجري قمري، يعني زمان معاصر به شمار مي‌آيد. او در سال 1296 هـ.ق در شهر تبريز به دنيا آمد و مقدمات ادب عربي و مراحل نخست فقه و اصول و بخشي از رياضيات را در مدرسه طالبيه تبريز فرا گرفت و سپس به آموختن علوم معقول و منقول در پايه‌هاي عالي پرداخت. علوم معقول يعني منطق و فلسفه وكلام را ـ چنانكه خود گويد به «مقداري كافي» ـ نزد ميرزاعلي لنكراني كه از شاگردان ميرزا ابوالحسن جلوه بود، فرا گرفت و علوم منقول يعني فقه و اصول را نزد دو فقيه بزرگ زمان خود، حاج ميرزا ابوالحسن مجتهد معروف به انگجي و آقاميرزا صادق آقا مجتهد تبريزي ـ كه هر دو از مراجع تقليد ديني زمان خود در ديار آذربايجان بودند ـ تلمذ كرد. او به دريافت اجازه اجتهاد و روايت از مشايخ و بزرگان زمان خود از جمله: سيد محمد حجت كوه كمري و سيد صدرالدين صدر و ميرزا محمدعلي شاه آبادي و سيد هبة‌الدين شهرستاني و حاج شيخ آقا بزرگ تهراني نائل آمد.

سيد محمد حجت از او با عناوين و صفات زير ياد كرده است: «العالم العامل و الفاضل الكامل، ابوالفواضل و الفضائل، قره عين الفضل و الكمال و غره جبين العلم و الافضال، صاحب القمامات العلميه و العمليه، حاوي المكارم الصوريه و المعنويه»، و سيد صدرالدين صدر او را با اوصاف عاليه زير خوانده است: «المولي الاكرم، عماد العلماء الاعلام و سناد فقهاء الكرام و ثقه‌الاسلام و المسلمين، صاحب التاليفات العديده و المصنفات المفيدة، و شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء از او به عنوان «عمده‌العلماء المحققين‌و زبده‌الافاضل المتبحرين» ياد كرده است. مرحوم مدرس ساعت هشت روز دوشنبه شانزدهم فروردين هزار و سيصد و سي و سه هجري شمسي مطابق با اول شعبان هزار و سيصد وهفتاد و سه هجري قمري رخت از اين دنياي فاني بربست و به ديار باقي شتافت.

 

متن کامل مقدمه دکتر تحقق را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:40  توسط علیرضا قره باغی | 

 

نقش دانشمندان ایرانی در پاسداری از زبان پارسی

حضرت آيت‌الله العظمي جعفر سبحاني به مناسبت برگزاري چهارمين گردهمايي سراسري انجمن ترويج زبان و ادب فارسي در تبريز كه از فردا گشايش مي‌يابد،پیامی صار فرمودند. ايشان در پيام خود زبان پارسي را بازگوكننده انديشه‌هاي ايراني و در عين حال وسيله انتقال فرهنگ ملت‌ها به كشور ايران دانستند.

متن پيام ايشان به اين شرح است:

«زبان هر ملتي بازگوكنندة آراء و افكار آن ملت است، و هرچه زبان؛ روان‌تر و جامع‌تر باشد، بهتر مي‌توانند از دقيق‌ترين معاني پرده بردارد و وسيلة انتقال انديشه‌ها و فرهنگ‌ها گردد.

قرآن مجيد، گوناگوني زبان‌ها را از نشانه‌هاي خدا مي‌شمارد و مي‌فرمايد: «و مِن آياتِهِ خَلقُ السَّماواتِ وَالأرضِ وَ أختِلافُ ألسِنَتِكُم وَ ألوانِكُم إِنَّ في ذلِكَ لآياتٍ لِلعالَمين» (از نشانه‌هاي قدرت و عظمت او آفرينش آسمان‌ها و زمين و گوناگوني زبان‌ها و رنگ‌هاي شماست و در اين براي خردمندان نشانه‌هائي است). البته زبان، نبايد ماية برتري يك ملت و تحقير ملت‌هاي ديگر شود. پيامبر گرامي مي‌فرمايد: «العربيِهٌ ليستْ بأبٍ والدٍ و إنّما هي لِسانٌ ناطِقٌ» (سخن گفتن به زبان عربي ارث پدري كسي نيست، بلكه زبان گويائي است براي سخن گفتن).

بنابراين پاسداشت هر ملتي از زبان خود، و صيانت آن از زوال و كوشش در گسترش آن، نبايد سبب فخرفروشي بر ملت‌هاي ديگر و تحقير آنها گردد.

زبان فارسي از ديرزمان بازگوكنندة انديشه‌هاي ايراني و در عين حال وسيلة انتقال فرهنگ ملت‌ها، به كشور ما بوده است.

قبل از اسلام، فرهنگ هندي به وسيلة كليله و دمنه و فرهنگ‌ چيني به وسيلة ارژنگ ماني و علوم پزشكي روم به وسيلة دانشمندان ايراني در جندي‌شاپور به سرزمين ايران راه يافت.

پس‌ از تشرّف ايرانيان به‌ آئين اسلام، در دو قرن نخست، كار تأليف و ترجمه به زبان فارسي پيشرفت چنداني نداشت اما از اواخر قرن دوم به اين طرف بارديگر نگارش و بازگرداندن علوم به زبان پارسي آغاز شد و حتي پايه‌گذاران دارالحكمة بغداد در سال 175 عمدتاً ايرانيان بودند.

جاي خوشبختي است كه بزرگان ايراني مانند بوعلي‌سينا و ابوريحان بيروني و ابوالفضل رشيدالدين ميبدي و ابوالفتوح رازي و دهها دانشمند ايراني مسائل علمي و ديني را نيز بااين زبان مي‌نگاشتند.

در اوائل صفويه، علماي بزرگ شيعه، رسائل علمي را به زبان فارسي نوشته و يكي از اين آثار، جامع عباسي شيخ‌بهائي و پس از آن رسائل عمليّة ديگر علما است و مرحوم علامة مجلسي نيز در ترويج زبان فارسي،‌ سعي فراوان داشت و قسمتي از ‌آثار قلمي او به زبان فارسي است.

متأسفانه در نظام پيشين، تازه به دوران رسيده‌ها، تصور مي‌كردند كه فقيهان و بزرگان اسلام نسبت به زبان پارسي بي‌مهري ورزيده‌اند و در اين مورد خدمتي انجام نداده‌اند در حالي كه جريان كار برخلاف آن است.

خوشبختانه يكي از پيشتازان نگارش فرهنگ لغات فارسي، در قرن يازدهم هجري مرحوم محمدحسين بن خلف تبريزي متخلص به «برهان» است و كتاب «برهان قاطع» او كه در سال 1063 از آن فارغ شده است، از بزرگترين فرهنگ‌هاي فارسي است كه مورد اعتماد دانشمندان مي‌باشد و اين دانشمند تبريزي كه آذري‌زبان بود، نسبت به صيانت زبان فارسي همت گماشته است.

اين تنها شخصيت آذري‌ نيست كه سعي وافري براي زبان فارسي مبذول داشت، بلكه استاد ارجمند ما مرحوم آيت‌الله مدرس تبريزي خياباني (1296 ـ 1373) با نگارش چهار فرهنگ، عظيم‌ترين خدمت را به اين زبان انجام داده است. و ‌آن‌ها عبارتند از:

فرهنگ نوبهار داراي 19000 لغت فارسي.

فرهنگ نگارستان داراي 51000 واژة فارسي.

فرهنگ بهارستان حاوي مترادفات زبان فارسي.


قاموس‌المعارف يك دوره دائره‌المعارف به زبان فارسي كه در تدوين آن 17 سال زحمت كشيده است. بر علاقه مندان فرهنگ ملي و معارف اسلامي فريضه است كه كتاب ‌آخر را كه نسخة آن در كتابخانة ملي تبريز است، منتشر سازند و بر مفاخر اين مرز و بوم بيفزايند.

من در اينجا از دوست عزيز جناب آقاي دكتر مهدي محقق (دامَ‌مجدُه) تشكر مي‌كنم كه كتاب دستور زبان فارسي مرحوم مدرس تبريزي را جزو انتشارات انجمن ترويج زبان و ادب فارسي ايران قرار داده و همچنين اين فرصت را به اينجانب داده‌اند كه اين عرايض را به حاضران در اين گردهمائي تقديم بدارم.

در پايان از اين فرصت استفاده مي‌كنم از شادروان استاد محترم جناب آقاي دكتر اسماعيل رفيعيان كه خود از فرهنگيان دانشمند و آگاه اين منطقه بوده و در ادب پارسي دست توانائي داشته و شاگرداني را پرورش داده‌اند، ياد مي‌نمايم. زحمات و كوشش‌هاي آن‌ مرحوم در گسترة آموزش و پرورش مورد تقدير است. پروردگارا! روحش را شاد و روانش را شاداب بفرما.


والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته»

جعفر سبحاني

حوزة علمية قم


تاريخ 25/4/88

منبع : روزنامه اطلاعات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:32  توسط علیرضا قره باغی | 

چرا سایت های پانترکی فیلتر نمی شوند ؟

امروز بسیاری از مردم به ویژه کاربران اینترنت در ایران با مقوله « پانترکیسم » به خوبی آشنا هستند. دیگر نمی توان پیرامون موضوعات « آذربایجان و اران » در دنیای مجازی به جستجو پرداخت و با تارنماها و پایگاه های اینترنتی پانترکی مواجه نشد. وبلاگ ها و سایت های پانترکی روز به روز در حال افزایش و گسترش فعالیت های خود هستند. این همه در حالی است که پایگاه های اینترنتی میهن پرستانه در ایران با فیلترینگ گسترده حاکمیت رو به ور هستند. این امر همواره پرسش هایی را در ذهن مخاطبان ایجاد می کند که از آن جمله پرسش از عدم فیلترینگ سایت های پانترکی است. شاید برای یافتن علت این امر باید به دنبال پاسخ به این پرسش بود که :

از فعالیت های پانترک ها چه کسی سود بیشتری می برد ؟ حاکمیت یا پانترکیسم ؟

نتیجه افزایش فعالیت های پانترک ها در واقعیت آیا براستی گسترش بیشتر و تعمیق تفکرات پانترکیستی بوده است یا افزایش گرایشات میهن پرستانه ؟

آیا برخورد با عناصر پانترک که اکثراً شناخته شده و معدود می باشند ، برای حاکمیت مشکل است ؟ که اگر نیست چرا این امر اتفاق نمی افتد و آنان به راحتی مجال فعالیت می یابند ؟

آیا می توان پذیرفت که حاکمیت از فعالیت های پانترک ها بی اطلاع است و یا از شناسایی عناصر و عوامل این جریان عاجز است ؟

آیا دولت ایران از حمایت های دولت های ترکیه و باکو از پانترکیسم در ایران غافل است ؟ یا به راستی این حمایت ها با هماهنگی و تحت نظر دولت ایران و تنها به نام دولت های خارجی انجام می گیرد ؟

آیا دولت ترکیه که همواره برای برخورد و سرکوب گروهک تروریستی پ.ک.ک از ایران استمداد طلبیده است در حمایت از دولت ایران در مبارزه با تجزیه طلبان نقش متقابلی ایفا نمی کند ؟

و ...

پاسخ این پرسش ها در ذهن هر فرد اندیشمندی روشن است. بیشترین منفعت از فعالیت های پانترکیسم در ایران متوجه دولت ایران است. چرا که هموراه مطرح بودن این خطر بالقوه یعنی تجزیه ایران به ویژه در منطقه مهم آذربایجان ، عامل مهمی برای تبلیغ در ایجاد و تقویت همدلی و اتحاد ملی در درون کشور است. دولت می کوشد همواره با یادآوری خطر تجزیه ایران با استناد ضمنی در ذهن مخاطبان از فعالیت های وسیع پانترکیسم در اینترنت ، بر انتقاد ها و ضعف های عملکردی خویش سرپوش بگذارد و همه را به سکوت و همدلی و پرهیز از ایجاد تفرقه و ... دعوت کند که مبادا دولت با این انتقاد ها تضعیف شود که این ( دولت ضعیف ) همان خواست تجزیه طلبان است.

حاکمیت از حساسیت ایرانیان در حفظ تمامیت ارضی سرزمینشان به خوبی آگاه است و از این خطر بالقوه ( تجزیه ایران ) بیش از آنچه خود تجزیه طلبان پانترک گمان کنند از فعالیت های آنان سود می برد . چه اگر چنین نبود شناسایی و دستگیری سران پانترکیسم و طراحان و عوامل اجرای نقشه های شومشان چه در ایران و چه در پناهگاهایشان در آنکارا و باکو امر چندان دشوار و دور از ذهنی نیست.

از منظر دیگر می توان به افزایش روز افزون حس میهن پرستی در جامعه از بازخورد فعالیت های پانترکیسم اشاره کرد. صرف نظر از تشکیل دها و صدها گروه و انجمن میهن پرستانه در مقابل خطر تجزیه ایران در سال های اخیر ، می توان به افزایش احساس میهن دوستی در ذهن آحاد مردم به ویژه نسل جوان که کاربران اصلی اینترنت در ایران هستند اشاره داشت که این همه از نتیجه عدم فیلترینگ سایت های پانترکی است.

آیا می توان چنین نتیجه گرفت پانترکیسم در پناه و تحت نظر حاکمیت و چه بسا با حمایت های پنهان آن درایران فعالیت می کند ؟ آیا با محال و منتفی بودن  خطر تجزیه ایران ، از رهگذر فعالیت های پانترکیسم بیشترین منفعت و بهره برداری متوجه حاکمیت و دولت ایران نیست.؟

حال این پرسش مطرح می شود که از فیلترینگ سایت های میهن پرستی چه کسی بیشترین سود را می برد ؟ این امر چه نتیجه ای در بر دارد ؟    

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط علیرضا قره باغی | 

انتشار تصوير نقشه تجزبه‌طلبانه در خبرگزاري فارس

به گزارش خبرنگار «تابناک»، خبرگزاری فارس در کنار خبري که از انتقال دوازده هزار آواره فلسطيني به کردستان عراق حکایت می کرد، نقشه‌ای درج کرده که مورد ادعای جریان های تجزیه طلب و همچنین بر اساس نقشه‌های جعلی منتشره در برخی رسانه های معرض با ایران و تمامیت ارضی آن است.

بر پایه این گزارش، در این نقشه منطقه ای با نام کردستان مشخص شده است که بخش‌هایی از خاک ایران را در کنار کردستان عراق و بخش‌هایی از ترکیه شامل می‌شود.


این منطقه که با رنگ پرچم خاصی مشخص شده، معمولا توسط جریانهای تجزیه طلب تبلیغ و ترویج می شود و استفاده یک خبرگزاری داخلی که اتفاقا در حوزه اخبار برون مرزی به طور گسترده و با هزینه قابل ملاحظه ای فعالیت می کند جای تعجب و البته تاسف دارد.

هر چند این خبرگزاری مدتی بعد با پی بردن به اشتباه بزرگ خود با حذف تصویر سعی در تصحیح خطای نابخشودنی خود کرد ،

امابه نظر می رسد توجه به چنین مسائلی آن هم در شرایط خاص کشورمان امری ضروری و حساس است که باید مورد توجه رسانه ها و خبرگزاری های داخلی قرار گیرد.البته این حساسیت برای رسانه هایی که با بودجه دولتی یا حاکمیتی فعالیت می کنند به یقین باید اهمیت و حساسیت بیشتری داشته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 4:11  توسط علیرضا قره باغی | 

کشتار بی رحمانه و سرکوب وحشیانه مسلمانان

ترک تبار ایغور و هتک حرمت مساجد توسط

 نیروهای نظامی چین و جلوگیری از

 برپایی نماز جمعه در ایالت سین کیانگ

 چین به شدت محکوم است.

 

سکوت دولت مردان ایران و رفتار گزینشی در حمایت از مسلمانان بنا به اقتضای مصلحت و عدم پیروی از سیاستی واحد و مشخص بی شک در افکار عمومی ایرانیان پذیرفتنی نیست. 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 15:41  توسط علیرضا قره باغی | 

چرا پرز به باکو رفت ؟

نوشته : مصطفی آهنگر
 
جمهوری آذربایجان پس از جمهوری اسلامی ایران بیشترین درصد جمعیت شیعیان را در خود با میزان حدودا 80 درصد جای داده است. میزان مسلمانان این کشور نیز عدد 93 درصد را نشان میدهد که میزان بالایی را از آن خود دارد1. لکن یک سوالی که در زمان های گذشته فکر من را به خود مشغول کرده بود این بود که چرا جمهوری اسلامی ایران در میان همسایگان خود کمترین مناسبات سیاسی، اقتصادی و... را با این جمهوری دارد و در میان همسایگان هم‌مرز خود که همگی به غیر از ارمنستان مسلمان هستند، باز هم دیپلماسی ایران با ارمنستان قوی تر از آذربایجان است. پاسخ سوال خود را چند سال پیش در پی روابط گسترده جمهوری آذربایجان با اسرائیل یافتم.
اسراییل سفارت خود را در جمهوری آذربایجان در سال های 90 افتتاح کرد. امروزه سطح روابط اقتصادی میان آذربایجان و اسراییل در سطحی عالی قرار دارد. در سال 2008 واردات اسراییل از آذربایجان در حدود 3,5 میلیارد دلار بوده و به همن خاطر تل‌آویو سومین شریک اقتصادی خارجی آذربایجان محسوب می شود. 2
اسرائیل 30% نفت خود را از آذربایجان تهیه مى‌کند که آذربایجان از طریق خط لوله «باکو ـ تفلیس‌ ـ جیهان» به اسرائیل نفت مى‌رساند. اسراییل و آذربایجان همکارى‌هایى نیز در صنعت نظامى دارند؛ اما می‌توانیم بیشترین همکاری‌ها را همکارى اطلاعاتى و امنیتى بنامیم، زیرا اسرائیل یک پایگاه دائمى را در این مورد در این کشور تاسیس کرده تا بتواند در همسایگى جمهورى اسلامى ایران فعالیت کند.3
در مورد نفت آذربایجان و استفاده‌ی اسرائیل از آن مطالب زیادی در دسترس بنده هست که به ذکر کمی از آنها اکتفا میکنم:
روزنامه "ینی مساوات" که در باکو انتشار مییابد ادعا نمود که خط لوله نفتی یاکو- تفلیس – جیحان بخاطر منافع اسرائیل احداث و راه اندازی شده است . ینی مساوات در مقاله تفسیری خود ضمن اشاره به این نکته که احداث خط لوله نفتی باکو- تفلیس- جیحان برای جمهوری آذربایجان هزینه سرسام آوری بهمراه داشته، نوشته است که جهان غرب برای کاهش وابستگی اسرائیل به نفت اعراب راه‌اندازی این خط لوله نفتی را طراحی و به‌مرحله بهره‌برداری رسانده است.4
از لحاظ تجاری و اقتصادی نیز ردپای اسرائیل را میتوان به راحتی مشاهده کرد؛ شركای عمده تجاری جمهوری آذربایجان به ترتیب حجم تجاری از نظر ارزش در سال 2006 (5 كشور نخست) عبارت بودند از ایتالیا (25 %)، روسیه ( 13 %)، تركیه(6/6%)، اسرائیل(6/1%) انگلستان (3/9 %) بودند. 5
آذربایجان، برای اسرائیل، به علاوه‌ی نفت وگاز یک اهمیت استراتژیک دیگر دارد. اینکه اسرائیل با ایجاد پایگاه نظامی که منجر به حضور فیزیکی در این کشور می‌شود؛ می‌تواند از آذربایجان به عنوان مرکزی برای کنترل محسوس‌تر بر ایران و روسیه (قدرت بزرگ منطقه) بهره ببرد.
با جمع نکات بالا میتوانیم به راحتی به مناسبات میان این دو کشور پی ببریم. علاوه بر آن گاهی اوقات اینگونه برخوردها از سوی کشورهای اسلامی انجام مبپذیرد -که ما آن را صهیونیسم اسلامی مینامیم-، برایمان جای تعجب دارد. اینکه چرا کشوری چون آذربایجان و... اینگونه با اسرائیل بی تعارف است را با ایران قبل از انقلاب تشبیه میکنم آن وقت است که برای سوالاتم جواب پیدا میکنم.
 
منبع : خبرگزاری اران
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 3:14  توسط علیرضا قره باغی | 

«خلیج الفارسی» زینت‌بخش نامه اسطوره پان‌عربیسم

سایت عراقی «الجوار»، اقدام به انتشار دست نوشته‌ای از جمال عبدالناصر، رهبر و رئیس‌جمهور فقید مصر کرده که در آن، از واژه «خلیج فارس» بهره برده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، این یادداشت که تاریخ صدور آن توسط ناصر به 30 آگوست 1968 برمی‌گردد، دربردارنده پیام تبریک وی به سران بحرین به مناسبت آغاز سال جدید قمری است.

نکته مهم این پیام تبریک، آن است که جمال عبدالناصر آشکارا از اصطلاح «خلیج الفارسی» استفاده کرده است.


این سایت خبری به نقل از کارشناسان می‌افزاید: نباید با این موضوع احساساتی برخورد کنیم و باید کارشناسان درباره این یادداشت و مفهوم آن و همچنین آثار مترتب بر این گونه اسناد اظهارنظر کنند.

گراور (تصویری از تصویر) این یادداشت در ویژه‌نامه روزنامه «الخلیج» امارات در شماره 7523 مورخ 24 دسامبر 1999 نیز منتشر شده است.

گفتنی است، از نگاه بسياري از کارشناسان و متخصصان، هیچ شکی درباره اصالت نام «خلیج فارس» وجود ندارد و ارایه چنين اخباری، تنها برای یادآوری برخی دوستان همسایه است که حافظه تاریخی ضعیفی دارند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:46  توسط علیرضا قره باغی | 

فراخوان مقاله

همايش بين‌المللي قفقاز در بستر تاريخ

The International Conference of Caucasia Through History

مؤسسه فرهنگي آران و گروه تاريخ دانشگاه تبريز از صاحب‌نظران، اساتيد، پژوهشگران و دانشجويان علاقمند به مسائل مختلف منطقه قفقاز جهت ارسال مقاله براي «همايش بين‌المللي قفقاز در بستر تاريخ» دعوت مي‌نمايد.

 

محورهاي همايش:

1ـ‌ پيوندهاي تاريخي قفقاز با ايران

2ـ تحولات تاريخي قفقاز در ايران عصر صفوي

3ـ تحولات قفقاز در فترت سقوط صفويه تا ظهور قاجاريه

4ـ زمينه‌هاي تاريخي مداخلات روسيه در قفقاز

5ـ تحولات تاريخي قفقاز در سده‌هاي 19 و 20 ميلادي

6ـ قراردادهاي گلستان تركمانچاي؛ زمينه‌ها و پيامدها

7ـ قفقاز در اسناد، منابع، سفرنامه‌ها و اسطوره‌هاي تاريخي

8 ـ جغرافياي تاريخي قفقاز

 

فرهنگ و اجتماع:

1ـ نقش مذهب تشيع در تحولات فرهنگي ـ اجتماعي قفقاز

2ـ قوميت‌ها در قفقاز

3ـ نقش ادبيات كلاسيك ايران در شكل‌گيري ادبيات قفقاز

4ـ نقش و جايگاه ايران در فرهنگ و هويت تاريخي قفقاز

5ـ نقش قفقاز در حوزه فرهنگي ايران

6ـ نقش انديشه‌هاي امام خميني در تحولات فرهنگي و اجتماعي قفقاز

 

سياست:

1ـ جايگاه ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك قفقاز

2ـ قفقاز و پديده جهاني شدن با تكيه بر الگوهاي امنيتي

3ـ بحرانهاي سياسي ـ امنيتي قفقاز و بازتاب آن بر منافع ملي ايران

4ـ قفقاز؛ قدرتهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي

5ـ نقش احزاب و ايدئولوژيهاي سياسي در تحولات قفقاز

6ـ ريشه‌يابي منازعات قومي در قفقاز

7ـ مقايسه تطبيقي جنگ‌هاي ايران و روس با جنگ تحميلي عراق عليه ايران

8ـ نقش نخبگان و افكار عمومي در سياست خارجي منطقه قفقاز.

9ـ تاثير انقلاب اسلامي ايران بر تحولات سياسي قفقاز

10ـ جايگاه ايران در منازعه قره‌باغ

11ـ رژيم حقوقي درياي مازندران

 

گاه‌شمار همايش:

پذيرش مقالات: 15/3/88

مهلت ارسال اصل مقالات: 30/5/88

برگزاري همايش:

روزهاي سه‌شنبه و چهارشنبه 29 و 28/7/88

 

ملاحظات

□ همايش طي روزهاي ياد شده در دانشگاه تبريز برگزار خواهد شد.

زبان رسمي همايش فارسي است، ليكن اساتيد و پژوهشگران خارجي علاقمند مي‌تواند مقالات خود را به زبان انگليسي تنظيم نمايند.

چكيده مقالات بايستي در موعد مقرر و حداكثر در دو صفحه A4 به همراه مشخصات كامل نويسنده ( نام و نام‌خانوادگي، مرتبه علمي، رشته تحصيلي يا حوزه پژوهشي) ارسال گردد.

مقالات بايستي متناسب با روشهاي علمي و آئين پژوهش تنظيم گردد.

چكيده و  اصل مقالات بايستي در محيط Word 2003XP تنظيم شده و در قالب CD به همراه فايل Pdf به آدرس پستي و يا از طريق ايميل به پست الكترونيكي كميته علمي همايش ارسال گردد.

چكيده و اصل مقالات برگزيده در دو مجموعه جداگانه به چاپ خواهند رسيد.

به مقالاتي كه از سوي كميته علمي همايش به عنوان مقالات برتر شناخته شوند  هدايايي تعلق خواهد گرفت.

آدرس كميته علمي ( جهت ارسال مقالات):

تبريز، دانشگاه تبريز، دانشكده علوم انساني و اجتماعي، گروه تاريخ كميته علمي همايش بين‌المللي قفقاز در بستر تاريخ

شماره تلفن: 3392292 ـ ‌0411

پست الكترونيكي: Hamayesheghafghaz@ Tabrizu. ac.ir

پايگاه الكترونيكي: www. Tabrizu. ac.ir

آدرس دبيرخانه همايش :

تبريز، خيابان عباسي ، كوي شماره 60، موسسه فرهنگي آران

تلفاكس: 6561163 ـ 0411

پست الكترونيكي:‌Arannews@ Yahoo. com

پايگاه الكترونيكي: www. Arannews. ir

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:56  توسط علیرضا قره باغی | 

از هویت طلبی تا فدرالیسم و تجزیه طلبی

به واسطه ای به نام زبان مادری ترکی

نوشته : یاشار-ق

در حال حاضر تجزیه طلبان ترک گرا، بیشتر از گذشته، پشت عنوان "هویت طلبی" پنهان شده اند. اینان با تحلیل شرایط کنونی دریافتند، تجزیه طلبی و پانترکیسم هزینه های فراوانی دربرداشته و منجر به سرکوبی قاطعانه آنها خواهد شد، لذا با اتخاذ ِ سیاستی میانه، تنها بر طبل مطالباتی می کوبند که صدای برخاسته از آن، ترک گرایی است. آموزش به زبان مادری (۱) درخواست و مدعای عجیبی است که حتی کودکان را نمی تواند بفریبد. پای فشاری این "هویت تجزیه طلبان" به "آموزش به زبان ِ مادری"، علاوه بر اینکه در مخالفت و تضاد با نص اصل 15 قانون اساسی ایران می باشد، از دیگر سو، چتری است که بر سر می گیرند، تا از آماج ایرانیانی در امان باشند که هدف ِ اصلی آنان را دریافته، و فریب اهداف پنهانشان را نمی خورند. همانگونه که دکتر چهرگانی(۲)، تئوریسین پانترکیسم، اولین بند دکترین خود را، مطالبات و وصول حق و حقوق ترکان بیان داشته و گام های بعدی تا تجزیه ایران اینگونه ترسیم می نماید:

۱-      وصول حق و حقوق ترکان

۲-      طلب فدرالیسم سیاسی

۳-      در مرحله بعد: طلب فدرالیسم قومی

۴-      تغییر فدرالیسم به کنفدراسیون

۵-      جدایی از ایران

۶-      الحاق به جمهوری آذربایجان (اران)

۷-      الحاق به ترکیه

۸-      ایجاد توران بزرگ

اینکه واکنش کنونی طیف گسترده ای از هویت طلبان بر امر هویت ترکی و آموزش به زبان ترکی پایه گذاری شده، دقیقن بر اساس رهیافت جدیدی است که "تجزیه طلبی" را بسیار پرمخاطره دیده و سعی در گزینش راهی میانه برای کنش گری های آینده هستند. اهداف تجزیه طلبانه ی این هویت طلبان ِ آلتایی – اغوزی – ترکی – مغولی، بروشنی در خواسته ی آموزش به زبان ترکی نهفته است. چگونه می توان به کشوری با سرزمینی یکپارچه باور داشت و سپس آموزش دروس دبستان، راهنمایی و دبیرستان را به زبان ترکی مطالبه کرد. اساسن عبارت ِ  مندرج در اصل 15 قانون اساسی  معطوف به آموزش به زبان مادری نیست، آنجا که می گوید:

اصل ۱۵ قانون اساسی:

«زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است.»

لذا عبارت ِ "آموزش ادبیات آنها" تنها در بردارنده متونی ادبی و محلی است و از آموزش به زبان مادری، سخنی گفته نشده است. از دیگر سو در این اصل همچنین سخنی از "زبان مادری" نیز نیامده، چه اینکه زبان مادری ایرانیان با استعاره "مام میهن، ایران"، زبان مشترک تمامی ایرانیان است. این همانی ِ زبان مادری با زبان های قومی و محلی مصادره به مطلوبی است که پانترکان تجزیه طلب و کاریکاتور آنها یعنی هویت طلبان، پیوسته بدان دست می یازند. مطابق کدام تعریف، زبان قومی و محلی مندرج در اصل 15 قانون اساسی، زبان مادری شمرده می گردد؟ ضمن اینکه مفاد این اصل هیچ گونه اشاره ای به "آموزش به زبان مادری" نداشته و صرفن از آموزش ادبیات ِ محلی و قومی (فلکولوریک) سخن گفته است. به دیگر سخن، آموزش ِ فیزیک، شیمی، ریاضیات، ... به زبان ترکی، مورد خواسته ی هویت طلبان، علاوه بر اینکه خلاف قانون اساسی ایران و هر کشور، ولو دمکراتیک می باشد، در تضاد کامل با منافع ملی و یکپارچگی کشور ایران قرار داشته که در شمال و غرب آن کشورهایی وجود دارد که با اِعمال منافع بلندمدت چند صد ساله، در پی تجزیه مناطق آذری نشین از ایران و جامه عمل پوشاندن به "ایران- ایرانستان" هستند.(۳)

عقب نشینی پانترکان از "تراز ِ تجزیه طلبی" به "تراز ِ هویت خواهی" نتیجه مقاومتی است که از سوی ایران دوستان در تمامی سطوح ملی، مذهبی و دولتی صورت گرفته است. واقعیت کنونی ژئوپلتیکی منطقه به آنها نشان داده در شرایط کنونی خواست های تجزیه طلبانه، با واکنشی خونین و برحق مواجه خواهد گشت، فلذا آنان با تدبیر ِ هویت خواهی و زبان مادری و سراپا نگاه داشتن ِ  هواداران فرودست بدین تمسک، مترصد ِ وقایع و رویدادهای آتی منطقه ای بوده و به انتظار حوادثی و آشوب هایی برونی زایی هستند، تا با استفاده ابتکار آمیز و بسیج نیروهای پراکنده و نیمه تشکیلاتی، شرایط تجزیه ایران را فراهم آورند. کارکرد کنونی هویت طلبان آلتایی و "زبان محور"، به مثابه نیروی "در انتظار" (Stand-By) بوده و آن هنگام که طرح تجزیه ایران عملیاتی گردد از سطح "زبان محوری" به سطح "استقلال خواهی" و حق تعیین سرنوشت و  پروژه ی "ایران - ایرانستان" تغییر (Change-Over) می یابد.

این چنین است که پندار فریبکارانه ی هویت طلبان ِ آلتایی – اغوزی – ترکی – مغولی، حتی ترسیم و ارائه پرچم های جدیدی با نشانه ی ماه و ستاره برای ایرانیان ِ ترک زبانان را، به قصد ریزش قبح وطن فروشی و القای یک امری عادی، حرکتی تجزیه طلبانه نمی پندارند. گزارش و خبر زیر بی تردید شاهدی خواهد بود بر آنچه پیش از این رفت.

 

 .............

پی نوشت ها:

(۱) خط به کار رفته در سایت کمپین جمع آوری برای آموزش به زبان ترکی، آشکارا نشان دهنده منویّات و اهداف ِ بیگانه گرایانه گردانندگان این حرکت می باشد.

(۲) محمود چهرگانی، از رهبران و مهره های اصلی پانترکیست می باشد که در حال حاضر در کشور ترکیه مستقر بوده و مورد حمایت سازمانهای اطلاعاتی، "میت" ترکیه است. چندی پیش نیز ارتباط این فرد با گروه اولترا پانترکیست "ارگنه کن"، سازمان گرگ های خاکستری آشکار شد. در ادامه به زندگینامه  این فرد پرداخته می شود:

محمود علی چهرگانی کيست؟

وی از لحاظ سابقهء جهت گيری سياسی، قابل مقايسه با افرادی همچون حشمت الله طبرزدی است که در چرخشی صد و هشتاد درجه از يک خودی به يک اپوزيسيون تغيير موضع داده اند.
وی مدتی عضو انجمن فرهنگی اجاق آذربايجان بوده و رسالهء دکترای خود را در دانشگاه تربيت مدرس در مورد زبان ترکی تنظيم کرده است که ظاهرآ موفق به اخذ مدرک نشده و صد البته بعدآ از جاهای ديگر دکترای افتخاری مرحمتی دريافت داشته است!!
پس از آنکه در دور نخست انتخابات سال ۷۵ رای اول تبريز را کسب نمود، از طرف وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گرفت که استعفا دهد. البته اقدام نسنجيدهء اطلاعات وقت، که حتی منجر به سکته ی وی نيز گرديد، سبب شد تا محبوبيتی کاذب در بين جوانان آذری کسب نمايد. سرانجام با کمک برخی عوامل خارجی از ايران گريخت و رفت که قدرت طلبی اش او را به عروسکی خيمه شب بازی تبديل کند. عروسکی در قامت يک مبارز!
جاماح، يا جنوبی آذربايجانين ميلّی آزادليق حرکاتی يک سازمان جدائی طلب از جنس گروههايی همچون الاهواز ( داعيه دار تشکيل عربستان واحد، با مفخری همچون شيخ خزعل!!) می باشد که بنابه دلايل قاطع از سوی دولت جمهوری آذربايجان ايجاد گرديده و حمايت می شود. (به ياد داريم که حيدر علی اف، گفته بود: من وقتی می گويم ايران، آذربايجان جنوبی (!)‌ را در نظر می گيرم!)
مرامنامه ی اين سازمان با الفاظی عوام فريبانه، هدف غايی جاماح را آزادی نه تنها آذری ها، بلکه کليه ايرانيان از يوغ شوونيسم فارس بيان می دارد! در جايی ايران را منطقه ای جغرافيايی موسوم به ايران می نامد و در جای ديگر از احترام به قوانين بين المللی و سازمان ملل متحد دم می زند! مطابق مرامنامه، جاماح ايران را تحت شرايطی به رسميت می شناسد که در بيان عوامانه معادل مَثَلِ وقت گل نی است!
در سال ۱۹۹۹، جاماح چهرگانی را (به گفته ی سايت آن سازمان) پس از ابراز ندامت از گذشته اش (!) (يعنی ايرانی بودن!) به رياست کميته ی مرکزی منصوب نمود و پس از آنکه چهرگانی بدين مختصر قانع نگرديد و دوباره نام ايران را بر زبان آورده و جبهه ی‌ اسلامی آذربايجان را پديد آورد، چون دو عنوان اسلام و ايران در تضاد با مرامنامه ی جاماح قرار داشت ، سرانجام کميته ی مرکزی جاماح در فوريهء ۲۰۰۲ تصميم به اخراج وی گرفت!
محمود علی چهرگانی هم اکنون با نام دکتر چهره قانلی (!) در راس گروهکی است با نام گاموح يا جنبش‌ بيداری‌ ملی‌ آذربايجان‌ ...
اگر جاماح لوگوی خود را شبيه پرچم جمهوری آذربايجان قرار داده تعجبی ندارد... بعيد نيست از سازمانی که ايلچی بيگ اسطوره ی آن است و بعيد نيست از کشور الينه شده ای که از تن ايران جدا گشته و اکنون می خواهد خود را به عثمانی پيوند بزند! ولی نهايت بی شرميست که پرچم مصوب (!) گاموح تلفيقی از پرچم ترکيه و جمهوری آذربايجان می باشد و در آن هيچ اثری از پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ايران وجود ندارد.
اين سازمان مشعشع، وطن فروشی را بدانجا رسانده که چندی پیش شاهد بودیم چهرگانی (چهره قانلی!) در راستای پروژهء Break Down ايالات متحده برای ايران، با مقامات کاخ سفيد ديدارهای مکرر داشته و ناخن زنی می نمايد!

(۳) کنوانسیون حقوق اقلیتهای وین، اگرچه "آموزش زبان مادری" (و نه آموزش به زبان مادری که به مفهوم تدریس فیزیک و شیمی به زبان مادری که همانا تدریس ادبیات و دستور زبان یعنی همانکه در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی بدان اشاره شده است) را به رسمیت می شناسد ولی تصریح می کند که اگر اعطای این حق به یکپارچگی ملی و سرزمینی کشوری آسیب برساند، آن دولت محق است که این حق دموکراتیک را "تعطیل" کند. با وجود هویت طلبانی!! این چنین که چون گرگ زوزه می کشند و پرچم و شمایل بیگانگان را در دست می گیرند، دولت ایران قانونن حق دارد که از تدریس زبان مادری خودداری کند

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 9:44  توسط علیرضا قره باغی | 

 استراتژی تجزیه ایران و بازدارنده‌ای به نام همگرایی منطقه‌ای

نوشته : دکتر میر مهرداد میر سنجری

در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری، هر کاندیدا می‌کوشد با ارایه برنامه‌ها و دیدگاه‌های خود هر چه بیشتر نظر مردم را برای رای گیری به خود جلب نمایند.

در این میان، آن چه باید بیشتر بدان پرداخته شود، بدون شک بیان دیدگاه‌ها و استراتژی‌های کاندیداها درباره مسأله بسیار مهم چگونگی حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت سرزمینی، مرزهای آبی و خشکی ایران در برابر تهدیدهای فزاینده موجود منطقه‌ای است.

به گزارش «تابناک»، نقشه جدید خاورمیانه بر پایه طرح به اصطلاح نقشه راه که از سوی ژنرال «ک. ورژن» در 28 مارس 2007 فاش شده است، نشان دهنده برنامه‌های بلندمدت استعمار برای تجزیه ایران است. در این طرح که متأسفانه حساسیت کافی صاحبنظران و رسانه‌های همگانی کشور را آنچنان برانگیخته نکرده، نقشه شوم تجزیه ایران و حتی بسیاری از کشورهای منطقه بر پایه ویژگی‌های قومی ـ جغرافیایی هر کشور است که در دستور کار استعمار نوین قرار گرفته است.

خوشبختانه، اهمیت حفظ تمامیت ارضی ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به خوبی نمود داشته و قانون اساسی جمهوری اسلامی، آشکارا حفظ تمامیت ارضی کشور را به همراه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، از مهمترین ارکان حفظ کشور عنوان کرده است.

در این باره، در اصل نهم قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر جدا ناپذیرند».

اصل هفتاد و هشتم قانون اساسی نیز تصریح می‌کند: «هرگونه تغییر در خطوط مرزی، ممنوع است» و در اصل یکصد و پنجاه و دوم نیز آمده است: «سیاست خارجی ما بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور است ... ». همچنین بنا بر اصل 153 قانون اساسی، «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه شود، ممنوع است».

بی‌تردید، ملت ایران در برابر موضوع تمامیت ارضی و تهدید‌های موجود، حساسیت بسیار بالایی دارد که نمونه آن را در مسأله اهانت نشریه نشنال جیوگرافیک به نام خلیج فارس و واکنش ایرانیان سراسر جهان دیدیم که حتی پیشاپیش دولت وقت به این مسأله واکنش نشان داده و این نشریه را به عذرخواهی واداشته‌اند؛ بنابراین، می‌توان به این نکته اشاره کرد که دغدغه کاندیداها به این موضوع، رویکرد بیش از پیش مردم برای حضور در عرصه انتخابات را در پی خواهد داشت.

برای نمونه می‌توان موارد زیر را از جمله مهمترین تهدیدهای موجود علیه تمامیت ارضی ایران دانست که بدون شک، باید مدنظر کاندیداهای محترم در ارایه برنامه‌های خود در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی منطقه ای و بین‌المللی قرار گیرد:

ـ خلیج فارس و تعرض مداوم و برنامه‌ریزی شده به پیشینه این نام رسمی، بین‌المللی و تاریخی
ـ ادعای مالکیت کویت بر میدان گازی ایرانی آرش
ـ شانه خالی کردن دولت عراق برای پرداخت غرامت هزار میلیارد دلاری به ایران
ـ مسئولیت ناپذیری دولت عراق برای اجرای عملی میله‌گذاری مرزی بر پایه قرارداد 1975 الجزایر
ـ ادعاهای موجود علیه سهم ایران در دریای مازندران
ـ ادعا‌های تجاوزگرانه ارضی امارات علیه ایران
و ...

بنابراین، به نظر می‌رسد که طراحی یک استراتژی منطقی و بر پایه منافع ملی از سوی دولت آینده، به گونه‌ای که بتواند با یک تعامل مثبت در راستای ایجاد یک همگرایی منطقه‌ای در همه زمینه‌های اقتصادی ـ تجاری، دفاعی ـ امنیتی، فرهنگی و سیاسی گام بردارد، به عنوان یک راهبرد بازدارنده و موثر برای تقویت جایگاه کشور در منطقه چنانچه در سند چشم‌انداز بیست ساله با نام  «ایران منطقه‌ای» به آن اشاره شده است، ضروری به نظر می‌رسد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 15:37  توسط علیرضا قره باغی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ
این جا گاهنامه ایست برای همه. برای همه ایرانیانی که نبضشان به عشق مادر مهربان و عزیزشان ، ایران ، می زند. از هر جناح و گروه و دسته ای. اینجا ، محفلی است برای نبرد با دشمن مشترک ، پانترکسیم و تجزیه طلبی.
در نوشتارها سعی بر آن است که نوشته ها کوتاه و مفید باشد تا مخاطبان وقت چندانی از مطالعه مطالب از دست ندهند و مطالب را تا آخر مطالعه نمایند.
همچنین به بازتاب مطالب مرتبط با اهداف تارنگار از سایر تارنگار ها و پایگاه های اینترنتی پرداخته می شود.
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
آذربایجان کجاست ؟
نوشته های میهنی دکتر کیهانی زاده
آذربایجان یا اران ؟
ساخت برج پرشیا در ارمنستان
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 1 )
نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( 2 )
چرا سایت های پانترکی فیلتر نمی شوند؟
برگزاری گردهمایی ترویج زبان زبان پارسی در تبریز
پیوندها
شورای عالی انقلاب فرهنگی
سازمان میراث فرهنگی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شورای گسترش زبان فارسی
ایران شمالی
آذربایجان : یاشاسین ایران
خبرگزاری اران
ایراس
روزنامک
دکتر نوشیروان کیهانی زاده
مینای کرمان
بنیاد ایران ما
حماسه چالدران
تبريز نيوز
موسسه فرهنگي اران
آتش بان آذری
سرباز پان ایرانیسم
مزدک ( پان ایرانیست خوزستان )
تیرداد بنکدار
تریبون آزاد پان ایرانیسم در خوزستان
اخبار روز ارمنستان و ایران
وبلاگ رسمی حزب پان ایرانیست
دکتر پویز ورجاوند
جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران
انیرانیان
Cyrus The Great
ذوالقرنین
روز نوشت های دکتر پرویز رجبی
هفته نامه میثاق
رهپویان ولایت تبریز ( علی قدسی )
به ایران بزرگ بیاندیشیم
کشورهای پارسی زبان
آریو برزن
دختر شرقی
آذربایجان - ایران
روزنامک
آذرگشنسپ
Persian Gulf
ترک ؟؟؟
ایران بزرگ من
دکتر محمد رضا ترکی
دختران آريايي من
پرسپوليس
ايران ، آقاي جهان
میهن پرستان
زمزمه های ارس
Iranian Azerbaijan
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
هزاره های باشکوه
Azerbaycan News
آذربایجانی لار
ترکمنچای - گلستان
تاریخ و فرهنگ آذربایجان
ارمنستان - ایران
پگاه ایران
ایران شمالی = اران
آذرآبادگان
باکوی ایران
Zephyr
هزاره‌هاى پرشكوه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM